تیمهای سنگین امداد و نجات شهری

برگرفته از وبلاگ آقای دکتر عسگری 

بررسی ابتدایی حادثه شهران تهران و نمونه اتفاقات دیگری از این قبیل در شهرهای بزرگ کشور ضرورت توجه به ایجاد تیمهای امداد و نجات شهری سنگین در کشور را آشکار نموده است. در این بحث مطلب بطور اختصار تیمهای سنگین امداد و نجات شهری توضیح داده می شوند.  شاید با استفاده از این نمونه ها بتوانیم تیمهای مشابهی را در شهرهای بزرگ کشور ایجاد و تجهیز نماییم تا بتوانند در شرایط اضطراری که روشهای امداد و نجات معمول کارساز نیستند این تیمها را به خدمت گرفت.  بطور کلی تیمهای امداد و نجات شهری به سه دسته سنگین، متوسط و سبک تقسیم بندی می شوند.  در حالیکه تعداد تیمهای سبک و متوسط در یک شهر و یا استان و کشور نسبتا زیاد هستند تیمهای سنگین امداد و نجات معمولا تعداد کمتری دارند.  تیمهای سنگین امداد و نجات شهری تیمهایی متشکل از مهارتهای تخصصی امداد و نجات هستند که دارای منابع و امکانات مخصوص جستجو، نجات، امداد پزشکی و ارزیابی سازه ای هستند.  این نیروها و امکانات به صورتی کاملا  یکپارچه، آماده واکنش سریع هستند.  فلسفه پیدایش این تیمها عمدتا این بوده است که در شهرهای مدرن که ساختمانها و تاسیسات بلند و سنگین وجود دارند کار امداد و نجات به شیوه های معمول و با نیروها و امکانات عادی بسیار دشوار است اگر نگوییم کاری غیر ممکن است. سقوط و تخریب شدن ساختمانها و زیرساختنهای بزرگی که در آنها افراد کار و یا زندگی می کنند نه تنها نیازمند تجهیزات پیشرفته و سنگین است بلکه نیاز به افراد ماهرو متخصصی دارد که آشنایی کافی به مهندسی سازه و استفاده از ابزارهای پیشرفته و مدرن که بتوانند یک ارزیابی سریع از ایمن بودن ورود به سازه های تخریب شده و نحوه ورود به آنها و تاثیر اقدامات مربوطه بر یکپارچگی سازه تخریب شده ارایه نمایند می باشد. امداد و نجات در این محیطها همچنین ممکن است مدتها بطول انجامیده و نیروهای پزشکی حاضر در تیم از روشهای مبتکرانه و غیر متعارف برای ارایه کمکهای درمانی و رساندن مواد غذایی به افراد گرفتار شده در ساختمانهای تخریب شده استفاده نمایند. استفاده از سگهای آموزش دیده برای ورود به این نوع سازه های بزرگ و سنگین، روباتها و سنجنده های مختلف بسیار معمول است. امکاناتی که نیروهای امداد و نجات معمولی با آنها آشنایی نداشته و آنها را در اختیار ندارند. این تیمها به سوانح و بحرانهای مختلفی از جمله زلزله، گردباد، طوفانهای شدید، انفجارات در ساختمانها و سازه های بزرگ پاسخ می دهند. مثلا در استان اونتاریوی کانادا فقط یک تیم امداد و نجات شهری سنگین وجود دارد که توسط شهر تورنتو اداره می شود ولی با اداره آتش نشانی استان دارای تفاهم نامه همکاری است.

مهمترین وظیفه تیمهای امداد و نجات سنگین شهری عبارتند از:

  • شناسایی مکان افراد محبوس شده در ساختمانها با استفاده از سگهای زنده یاب و امکانات پیچیده امداد و نجات
  • استفاده از ادوات و ماشین الات سنگین مانند چرثقیل برای جابجایی آوارها
  • تلاش برای سوراخ کردن، ایمن سازی و برداشتن عناصر سازه ای 
  • رسیدگی و خارج سازی افراد آسیب دیده از ساختمانها و سازه ها
  • ایمن سازی کامل و یا بخشی ساختمان آسیب دیده

ایجاد تیمهای سنگین امداد و نجات شهری از سابقه خیلی طولانی برخوردتر نیستند و تشکیل آنها به حداکثر دو دهه قبل بر می گردد. به عنوان مثال تشکیل این تیمه در کانادا به سال 2001 بر می گردد.  در این سال دولت بودجه ای را برای تشکیل این تیمها اختصاص داد. البته حفظ و نگهداری این تیمها و تامین مالی آنها همواره مورد بحث بوده است. 

تعداد افراد و نیروهای تشکیل دهنده این تیمها یکسان نیست ولی بین 50 تا 200 نفر متغیر است. در بین اعضای تیم افراد با مهارتهای مختلف از جمله پزشکی، اطفاء آتش، اورژانس، امداد و نجات، لوجستیک، مخابرات و ارتباطات، مهدنسی سازه و مانند آنها وجود دارند.  در کانادا کلا چهار تیم از این نوع وجود دارند که در شهرهای ونکوور، کالگلری، وینیپگ و تورنتو مستقر می باشند.  در آمریکا نزدیک به 30 تیم سنگین امداد و نجات شهری وجود دارد. این تیمها نه تنها  به حوادث و بحرانهای داخل کانادا و آمریکا بلکه حسب نیاز و درخواست به بحرانها و حوادث در کشورهای دیگر نیز اعزام می شوند. اعضاء این تیمها از سازمانها و ادارات مختلف شهر محل استقرار خود هستند. مثلا افراد تیمم امداد و نجات شهری سنگین ونکوور از سازمانهای آتش نشانی، پلیس، بخش مهندسی شهر، اداره پارکها و خدمات آمبولانس شهر می باشند. 

مجموعه این تیمها معمولا متشکل از سه گروه تخصصی می باشد:  گروه جستجوی فنی، گروه درمانی، گروه امداد و نجات. گروه جستجوی فنی در حقیقت چشم و گوش تیم می باشد. مهندسان و تکنسینهای جستجو با استفاده از دوربینهای مخصوص، سنجنده های مختلف و سگهای جیتجوگر افراد گرفتار شده در بین آوارها را پیدا می کنند.  گروه پزشکی مسئولیت ارایه کمکهای درمانی به افراد آسیب دیده و تیم اعضای تیم امداد و نجات می باشند. گروه جستجو و نجات مسئول بیرون آوردن افراد از زیر آوارها، پرتگاهها، مسیلها و غیره می باشند. 

http://blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=8229701

پیشگیری و آموزش در اولویت برنامه های مدیریت بحران کشور

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان مدیریت بحران کشور، بهنام سعیدی روز دوشنبه در نشست شورای هماهنگی مدیریت بحران شهرستان ساوجبلاغ که در سالن اجتماعات فرمانداری این شهرستان برگزار شد، گفت: باید در بخشهایی که مشکل و آسیبی وجود دارد از همین الان شناسایی و اقدام لازم صورت پذیرد و نگذاریم وقتی مشکل وارد مرحله بحران شد آن را بررسی کنیم چون خطر این کار می تواند جبران ناپذیر باشد.

وی در ادامه به زلزله بم اشاره کرد و گفت : این زلزله در عرض 12 ونیم ثانیه خسارات جبران ناپذیری از قبیل جان باختن 34000 نفر و معلولیت 2500 نفر و بی سرپرست شدن 9000 زن و یتیمی 5000 نفر را بر جای گذاشت و دلیل آن علاوه بر زمان بروز حادثه که وقت استراحت مردم بود، نبود آموزش کافی به مردم و بی توجهی به پیش لرزه ها بود.

وی تصریح کرد : آموزش همانند عبادت می ماند و بسیار مقدس بوده و دارای اهمیت به سزایی است و باید با آموزش همگانی خطرات احتمالی را کاهش داد.

سعیدی در ادامه به دهیاران، بخشداران و شهرداران تاکیدکرد: برساخت وساز بیش از پیش توجه کنید چرا که ساخت وساز می تواند هم مایه نجات و هم نابودی جان انسان ها شود، بنابراین باید تدابیر لازم اتخاذ و از هرگونه مصالحه بپرهیزید و این هنر است که اگر خلافی دیده است، متخلف به دادگاه کشانده شود.

وی همچنین افزود: همواره به لایروبی رودخانه ها بپردازید و بازرسی بستر رودخانه را در دستور کار خود قرار دهید.

سعیدی گفت: مدیران اجرایی و فرمانداران باید از اعتبارات باقیمانده در شهرستان ها برای انجام تعهدات و اقدامات در خصوص تامین آب و رفع مشکلات آن استفاده و اقدام نمایند.

سعیدی از کلیه دستگاههای خدمات رسان خواست که همه آسیب ها و تهدیدهای موجود در حوزه خود را شناسایی و برای تصمیم گیری و رفع مشکلات به فرمانداری منعکس کنند.

وی با اشاره به اینکه کمبودهای بسیاری وجود دارد، افزود: با مدیریت بهنگام می توان بحران ها را تعدیل و جلوی برخی اتفاقات را گرفت.

سعیدی وجود بانک اطلاعاتی و نقش معتمدین و نیروهای انسانی را جهت جلوگیری از بروز حوادث عمدی و جلب مشارکت مردمی در مقابله با افزایش خسارت ها را مهم برشمرد و با بیان غیرمترقبه بودن برخی حوادث، از مسئولین و ادارات خواست با ارائه آموزش های لازم وهمچنین برگزاری مانورهای نمادین وتمرینات، شهروندان را برای رویارویی با شرایط نامطلوب آماده کرده و زمینه کاهش و میزان آسیب پذیری را فراهم وتمهیداتی را در افزایش امکانات کمک رسانی وامدادی اتخاذ کنند.

ایرنا
۲۸ تیر ۱۳۹۵ ۱۴:۴۵

انجمن مدیریت استراتژیک: امکان خرابکاری دشمن در داخل کشور از طریق «اینترنت اشیاء»

عضو هیئت موسس انجمن مدیریت استراتژیک ایران گفت: در حال حاضر اینترنت اشیاء در حال راه‌اندازی است یعنی دشمن در آینده می‌تواند درب منزل شما را از طریق فضای مجازی قفل کند یا گاز منزل را باز کند و خانه را منفجر کند.
سعید رستگار در نشست جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی با موضوع مدیریت بحران در فضای مجازی با بیان اینکه باید در زمینه خط سیر بحران به مواردی همچون سوءمدیریت، خرابی، حادثه و فاجعه توجه شود، اظهار کرد: سوء‌مدیریت  خرابی به بار آورده و توجه نکردن به آن موجب ایجاد حادثه خواهد شد و اگر حادثه نیز مدیریت نشود بحران پدید می‌آید.
ادامه نوشته

کاربرد نقشه آنلاین برای مدیریت حادثه

سال 2015  سومین سال پیاپی بود که تلفات انسانی ناشی از حوادث طبیعی پایین تر از میانگین قرار گرفت و مجال تنفسی برای شرکت های بیمه گر ایجاد کرد. پس از تلفات و هزینه های گسترده ای که از سال 1980 به بعد درایالت متحده آمریکا، ژاپن، فیلیپین و هندوستان  ایجاد شد و نیز تعادل نسبی برقرار شده طی سالهای 2004 و 2005 ، در سال 2014 به دلیل وقوع حوادث طبیعی خساراتی زیادی به بار آمد.

 

image

 


به گزارش روابط عمومی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران به نقل از گزارش رویدادهای طبیعی سال 2015 در فصلنامه تاپیک مونیخ ، با وجود آنکه وقوع طوفان ها این دهه را به یکی از پرحادثه ترین ها بدل کرده است اما خسارات وارد شده بر صنعت بیمه تقریبا در سال 2014 از تمامی خسارات 20 سال اخیر بیشتر بوده است.

در این سال بر اثر بارش سنگین برف ، خسارات عمده نقدی و غیر نقدی به کشورهای ژاپن و شمال ایالات متحده تحمیل شد و بریتانیا یک زمستان سرد و پر باران را تجربه کرد. همچنین در انگلستان و ایرلند و دریای بالتیک سیل و باران های شدید به وقوع پیوست. کالیفرنیا در زمستان این سال خشکسالی را تجربه کرد و طوفان باعث مرگ و میر و ضرر و زیان های فراوان در اطراف اقیانوس هند شد. استقرار سیستم های پرفشار برای هفته ها در روسیه آتش سوزی های بیشمار را در آن منطقه در پی داشت. همچنین بر اثر افزایش تعداد گردبادها در آمریکا و تغییر الگوهای آب و هوایی در محل استقرار جبهه قطبی در این بازه زمانی تغییراتی رخ داد. میانگین دمای هوا در سال 2015 بین یک تا دو درجه افزایش یافت و همه این موضوعات در کنار هم باعث شد تا مباحث مرتبط با تغییر اقلیم بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

ادامه نوشته

سیستم نقشه بحرانها و حوادث ازدحام جمعیت -سال دهم: شماره سوم-مطلب اول: استاد دکتر علی عسگری

طی دهه های گذشته بحرانهای ازدحام جمعیت زیادی در دنیا اتفاق افتاده است.  منابع مختلفی وجود دارند که این بحرانها را فهرست کرده اند.  در این میان جای یک سیستم که نقشه های مختلف این بحرانها را ارایه نماید خالی بود.  برای رفع این خلاء نگارنده اقدام به بررسی این حوادث و تهیه یک بانک اطلاعات فضایی از آنها بر اساس داده ها و منابع موجود نمود.  با تکمیل شدن فاز اول این کار یک اپ (APP) با استفاده از ArcGIS Online App Builder تهیه نموده است که حوادثی را که از سال 1950 در جهان رخ داده و گزارش شده اند را به اشکال مختلف نقشه می کند. این سیستم در حال حاضر حاوی 231 مورد از این بحرانها می باشد. 

 

World Crowd Disasters

شما می توانید این اپ را در این لینک مشاهده و استفاده نمایید:

http://yorku.maps.arcgis.com/apps/webappviewer/index.html?id=e7c52856187642e19bd227865393432c

 

سیستم نقشه بحرانها و حوادث ازدحام جمعیت :سال دهم: شماره سوم-مطلب اول: استاد دکتر علی عسگری

طی دهه های گذشته بحرانهای ازدحام جمعیت زیادی در دنیا اتفاق افتاده است.  منابع مختلفی وجود دارند که این بحرانها را فهرست کرده اند.  در این میان جای یک سیستم که نقشه های مختلف این بحرانها را ارایه نماید خالی بود.  برای رفع این خلاء نگارنده اقدام به بررسی این حوادث و تهیه یک بانک اطلاعات فضایی از آنها بر اساس داده ها و منابع موجود نمود.  با تکمیل شدن فاز اول این کار یک اپ (APP) با استفاده از ArcGIS Online App Builder تهیه نموده است که حوادثی را که از سال 1950 در جهان رخ داده و گزارش شده اند را به اشکال مختلف نقشه می کند. این سیستم در حال حاضر حاوی 231 مورد از این بحرانها می باشد. 

 

World Crowd Disasters

شما می توانید این اپ را در این لینک مشاهده و استفاده نمایید:

http://yorku.maps.arcgis.com/apps/webappviewer/index.html?id=e7c52856187642e19bd227865393432c

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ساعت 13:24  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary  |  نظر بدهید

سال دهم، شماره دوم مطلب دوم- پوستر آموزشی چگونه خود را در هنگام زلزله محافظت کنیم-ویژه معلولان

این پوستر را اخیرا دریافت کردم و فکر کردم داشتن نسخه فارسی آن می تواند مفید باشد.  در اینجا این پوستر و لینکهای مربوطه به فایلهای پی دی اف و تصویرش را در اختیار علاقمندان قرار می دهم.

 

فایل تصویر را از اینجا دریافت کنید:

http://www.yorku.ca/asgary/EarthquakeProtection_AFN.jpg

فایل پی دی اف را از اینجا دانلود کنید:

http://www.yorku.ca/asgary/EarthquakeProtection_AFN.pdf

 

EarthquakeProtection_AFN.pdf

معرفی کتاب به قلم صاحبان کتاب:   مدیریت دانش درمدیریت بحران

محمدعلي جباري ثاني (کارشناس ارشد مدیریت دولتی و مدرس دانشگاه) دكتر امیرحسین امیرخانی (دکترای مدیریت منابع انسانی و استادیار دانشگاه پیام نور )
 

چندی است واژه مديريت دانش بسيار رايج شده ، و بر سرزبان ها افتاده است؛ اما معنای واقعی آن چیست؟ چگونه می توان از آن سود برد؟ اجزای آن کدام است؟ شفاف سازی ، اشتراک و توزیع دانش، و درنهایت به کارگیری دانش چه منافعی برای جوامع و سازمان ها به ارمغان دارد؟ شاید بتوان گفت علت این توجه، قرارگرفتن دانش درليست دارايي های شرکت ها و سازمان هاست. اين سرمايه جديد كه دانش نام دارد، مي بايست همانند ساير سرمايه هاي كلاسيك مثل زمين، تجهيزات وپول نقد، مديريت شود. جذب سرمايه حاصل از توجه به دارايي هاي فكري، به مراتب بيش از ساير سرمايه گذاري هاست، و اين موضوع سبب ایجاد بازاري جديد در سطح بين المللي، به نام بازارهاي دانش و فناوري شده است.

اما آیا مدیریت دانش خاص دوران فعلی می باشد؟ آیا در اعصار گذشته وجود نداشته است؟ واقعیت این است که دارایی دانشی ما در عصر حاضر، حاصل اشتراک گذاری و مدیریت دانش گذشتگان ما می باشد! اگر بشر اولیه دانش و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک نمی گذاشت، ما هرگز داشته های فعلی را نداشتیم. فرآیند مدیریت دانش در دورانهای گذشته برمبنای ارتباط شاگرد- استاد بود، بدین معنی که شاگرد برای دستیابی به دانش استاد، به او خدمت می کرد و با قدردانی بود که استاد دانش خود را در اختیارش می گذاشت. تسهیم دانش نقش تعیین کننده ای در سیر تکامل اجتماعی داشته و دارد.

با نگاهی دقیق تر به بیش از ده هزار سال تاریخ بشری و با توجه به این پشتوانه ی تاریخی، ادعای اینکه ما در اجتماع دانش محور بعنوان پدیده ای جدید، زندگی می کنیم، واهی به نظر می رسد.
مدیریت دانش می گوید،‌ دانش خویش را در اختیار دیگران بگذاریم؛ اما مقدمه تسهیم دانش، اعتماد است. تا زمانی که فردی از ناحیه دیگری احساس امنیت نکند، اعتماد بوجود نخواهد آمد. که متاسفانه در واقعیت کنونی جامعه ما،‌ کمتر بروز و نمود دارد. اعتماد، بستر مناسب فرایندهای دانش مدار است. کارمندی که از امنیت شغلی خویش می ترسد، امکان ندارد تخصص خویش را به اشتراک بگذارد. درنتیجه در گذر زمان، تجربیات و دانش کسب شده یا دانش گرد آمده، به بوته فراموشی سپرده خواهد شد. هرفرد علاقمند به مدیریت دانش بهتر است صادقانه یک سئوال را ازخود بپرسد ؛ چقدر دربارهﯼ مدیریت دانش جدی است؛ و آیا خود را از حامیان جامعه مبتنی بر دانش محسوب می کند؟ دانش دارایی گران بهایی است که سطح حرمت اجتماعی افراد راتعیین می سازد. آیا آن را با میل و رغبت به دیگران واگذار می کند؟ مدیریت دانش مبتنی بر قدردانی شاید یکی از موثرترین داروها برای درمان بحران مدیریتی فعلی باشد.

گرچه ما سعی داریم در این کتاب به اهمیت مدیریت دانش در مدیریت بحران بپردازیم، اما توجه به این نکته نیز لازم است که فقدان مدیریت دانش بصورت عینی و ملموس و عدم اشتراک گذاری دانش و تجربیات ، خود باعث بحران در مدیریت کشور شده است. چراکه مدیران فعلی بجای استفاده از دانش و تجربیات مدیران قبلی، براساس آزمون و خطا به درمان مشکلات مدیریتی می پردازند و این خود بحران را به ارمغان دارد. 

به گفته بسیاری از منتقدین، قابل شناسائی ترین عامل حادثه 11 سپتامبر 2001 ، کوتاهی در میان آژانس های جاسوسی در تسهیم دانش بود. بدین مفهوم که هرکدام تنها برای خود کار می کرد، نه برای رسیدن به هدف.

باید توجه داشت آمادگي در برابر حوادث ـ حتي به صورت نسبي و درحد تشريفات ـ مي‌تواند در صورت بروز فاجعه شرايط متفاوتي ايجاد كند، براي حفظ آمادگي بايد از تمام وقايعي كه هنگام بروز فاجعه روي مي‌دهد، درك صحيح و كاملي داشته باشيم. و این میسر نخواهد بود مگر با استفاده مناسب و به موقع از ابزار سیستم ها و فناوری های اطلاعاتی که مورد توجه مدیریت دانش و یکی از مولفه های آن می باشد.

با بررسي‌ بحران هاي‌ گذشته‌ این نکته خودنمایی می کند که، بسياري از مديران به هنگام وقوع بحران‌ ها اعم ازطبیعی یا بشرساخت با بروز مواردی مانند دستپاچگي، ازدحام‌ خبرنگاران،‌ و عکس‌العمل هاي‌ غيرمنطقي ساده ترين و اساسي‌ترين‌ اشتباهات‌ را در لحظات‌ اولیه بحران‌ ازخود نشان می دهند و دچار سردرگمي‌ مي‌شوند، استفاده از مدیریت دانش تاحدودی می تواند باعث فایق آمدن بر این مشکلات شود .
بخاطرداشته باشید که آینده فرا رسیده است ، مادر جامعه ای بسر می بریم که اجزای آن بعنوان یک سیستم بسیار پیچیده به هم مرتبط شده اند. اين تصور شهروندان که دولت وظيفه دارد مردم را در مقابل وقوع فاجعه و اثرات بالقوه آن حفظ كند، يا دست كم آن ها را در هر فاجعه ياري كند، دامنهﯼ وظايف مديران بحران را به شدت افزايش مي‌دهد.

الف- آشنایی با مفاهیم کلی سازمان و مدیریت

ازآنجا که ممکن است مطالعه کنندگان با مفاهیم کلی سازمان و مدیریت آشنایی نداشته باشند؛ قبل از پرداختن به موضوعات مدیریت دانش و مدیریت بحران به اختصار و به صورت کلی تعاریف لازم به منظور ایجاد نگاه مناسب ارایه می شود.
سازمان: سازمان پدیده ای اجتماعی است که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتا مشخصی بوده و برای تحقق هدف یا اهدافی، براساس یک سلسله مبانی دایمی فعالیت می کند. عبارت به صورت آگاهانه هماهنگ شده، دلالت بر مدیریت دارد و پدیده اجتماعی، دال بر این معناست که سازمان از افراد یا گروه هایی که با هم در تعاملند، تشکیل شده است .(استیون رابینز : ترجمه الوانی:21)؛  به این ترتیب سازمان با مفهومی که امروز مطرح است نقشی به مراتب حساس تر از گذشته پیدا کرده است و وظایف ومسئولیت های جدیدی بر آن مرتبط شده است.(سرمدی: 1375: 68 )
اهمیت وضرورت سازمان : صرف وجودسازمان های رسمی، دوام نسبی، بقا وتعامل آن هابه رشدوتوسعه؛ فلسفه وجودی سازمان هارا آشکار نمی سازد، همانطور که در تعریف سازمان آمد؛ انسان ها به تشکیل سازمان مبادرت می ورزند، تا بتوانند آنچه را که به تنهایی قادر به انجامش نیستتند، با یاری همدیگر انجام دهند. یا باکمک دیگران بهتر و تکامل یافته تر انجام دهند. با این حال تجزیه وتحلیل کاملتری، جهت شناخت علت یا علل بنیادی در شکل گیری سازمان ها به شرح ذیل است.
1- توانايی ذهنی محدود انسان ها:
هرانسان بعنوان عضوی از اجتماع بشری پردازش کننده اطلاعات می باشد، چرا که روزانه با حجم انبوهی از اطلاعات مواجه می شود. آن هایی را که لازم یا مورد علاقه است انتخاب کرده و باقی را رد می کند. این کار به دلیل محدودیت ظرفیت ذهنی انسان هاست. چراکه نمی توانند دارای اطلاعات درتمام زمینه ها باشند. بنابراین تقسیم کار انجام می شود. تقسیم کار با تفکیک عمودی و افقی سازمان همراه است ؛ برای تقسیم کار به تخصص های مورد نیاز و میزان توانایی و احاطه اشخاص توجه می شود. بنابراین انسان ها برای انجام فعالیت های پیچیده و متنوع به سازمان های رسمی نیازمند هستند .
2- تفاوت در توانايي ها ومهارت ها: 
ميزان استعداد ها وتوانايي ها در افراد مختلف متفاوت است، به همین علت، انسان ها برخي از كارها را خوب انجام مي دهند، در حالي كه در مورد ساير كارها اين مهارت ها را ندارند. سازمان رسمي موفق از اين تفاوت ها بهره مي گيرد و افراد را در محل هايي قرار مي دهد كه به بهترين وجه به دست يابي اهداف سازمان كمك كنند، و از اين طريق نيروي همگاني را افزايش مي دهد. البته گماردن افراد در محل هاي گوناگون هميشه به درستي انجام نمي گيرد، اما در هر حال اين نيروها به صورت بالقوه در سازمان وجود دارند، اين مسئله نبايد باعث رد كردن ارزش و اهمیت سازمان رسمي شود، بلكه لازم است به كار گماردن افراد در سازمان ها مورد مطالعه قرار گيرد .
3- محدوديت هاي زماني:
سازمان ها نه تنها از طريق به كارگيري مهارت هاي متنوع و متعدد، بلكه با افزودن به نيروي كار، دستيابي به اهداف مورد نظر را طي زماني معين امكان پذير مي سازند. هنگامي كه افراد متعددي كارواحدي را انجام مي دهند، افزايش درتعداد افراد سرعت كار را بالا مي برد و بدين سان زمان فشرده مي شود. (گوئل كهن: 1371: 69-70)
4- شيوه و انتظارات سازمان
شيوه و انتظارات يك سازمان براساس سرگذشت وسنت سازمان تعيين مي شود. يك سازمان همانند افراد طي گذشت زمان به خاطر اسلوب رفتاري ويژه اش كه به آن شيوهﯼ سازمان مي گويند، مشخص مي شود. به وجود آمدن شيوهﯼ سازمان را فرآيند نهادي كردن اسم گذاشته اند. (كبيري: 1369: 189)
هر سازمان نیازمند مدیریت می باشد، برای مدیریت تعاریف گوناگونی از ابعاد مختلف ارائه شده است. در تعریفی، مدیریت فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع ذکر شده است. این تعریف سه ویژگی دارد ؛ 1- مدیریت مجموعه فرایندی از فعالیت های مستمر و مرتبط است  2- متمرکز برتحقق اهداف سازمانی است و3- از طریق همکاری با افراد و استفاده از سایر منایع سازمانی به این اهداف دست می یابد. (طاهره فیضی: 1383: 9)
عموما سه حوزه مهارتی در فراگرد مدیریت ضرورت دارد: مهارت فنی: توانایی به کاربردن دانش، روش ها، فنون و ابزار، که لازمه ﯼ انجام وظایف خاص است و ازطریق تجربه،تحصیل و کارورزی کسب می شود. مهارت انسانی: توانایی قدرت تشخیص در کارکردن با مردم ،و انجام دادن کار بوسیله آن ها، که شامل درک و فهم انگیزش وبکاربردن رهبری موثر است. مهارت ادراکی: توانایی فهمیدن پیچیدگی های کل سازمان، و آگاهی از این است که آیا شخص برابر با شرایط سازمان عمل می کند یا نه.
این آگاهی موجب می شود که فرد به جای اینکه فقط برمبنای هدف ها و نیازهای گروه نزدیک و بلا فصل خود عمل کند، اقدامات خود را بر هدف های کل سازمان استوار سازد.

چرا بر دانش و مدیریت دانش، اشتراک گذاری و تسهیم دانش تاکید داریم؟

دانش همواره نقش بسیار مهم واساسی در توسعه اجتماعات انسانی داشته است؛

اولین جرقه های مدیریت دانش در دهه های اخیر مربوط به جورج اليوت روزنامه نگار انگليسي است ،که در سال1876 مقاله اي تحت عنوان «دانش، مايه قدرت نسل آتي» به ثبت رسیده است.
سير تحول اطلاعاتي اعصار تا ظهور عصر دانش محور را می توان به اعصار کشاورزی،صنعت و عصر دانش محور تقسیم نمود.
در عصر کشاورزی ساخت و پردازش داده ها، تکامل پيدا کرده و ترکيب داده ها صورت گرفت. عصر صنعت، که از سال های آغازين  قرن بيستم شروع شد وجهان را وارد مرحله ای تازه نمود. و به دو دسته انقلاب صنعتی اول، که عصر مکانيک بود و نيز انقلاب صنعتی دوم که عصر الکترونيک بود، تقسيم می شود. در اين عصر، عناصر توليد تکامل بيشتری پيدا کرد، و اطلاعات به دانش تبديل شد.

 

 

 

 

 

  

شكل شماره (1- 1 )ميزان استفاده از منابع در طول اعصار-(رومهاردت ،23:1998)

عصر دانش محور: در اين عصر، دانش يك منبع استراتژيك می باشد، و ارزش افزوده از طريق تبديل اطلاعات به دانش، و همچنين سرعت در انتقال ايجاد مي شود. جريان اصلی عصردانش محور، ارتباط است و مهارت ها مبتنی بر تکنولوژی های جديد است. شاخص عمده اين عصر، خيل انبوه افرادی است که در امر توليد و پردازش اطلاعات مشغولند. (ويل دورانت ،363:1376)
نقشهﯼ دانش، مانند نقشه هاي جغرافيايي است، به طوري که اگرشما قصد ترسيم نقشه يك شهر را داشته باشيد، اين موضوع مستلزم ترسيم نقشه مناطق مختلف شهري است.  نقشه حكم يك راهنما را دارد و استفاده كننده را قبل از پيمودن راه هاي اضافي‌و ناصحيح هدايت مي كند. نقشه دانش در قسمت هاي مختلف يك سازمان، افراد و منابع اطلاعاتي را به عنوان حاملين دانش دسته بندي، سازماندهي يا كدگذاري مي كند. از اين طريق، دسترسي به منابع اطلاعاتي بامعنا ازميان اطلاعات فراوان درسازمان، وهمچنين دسترسي به افراد با تجربيات مورد نظر، با دقت زياد انجام مي شود. با نقشه دانش از طريق مفاهيم و دانش هاي بازنمايي شده، در صورت نياز مي توانيم، به اطلاعات مورد نظر دسترسي داشته باشيم. اما در صورت عدم تمايل به يافتن اطلاعات يا موجود نبودن اطلاعات در يک حوزه خاص، بازهم پيمايش نقشه مفيد خواهد بود. زيرا قبل ازهدايت کاربر به سوي اطلاعات مورد نظر، او را بادانش ها، ارتباطات بين آن ها و در نهایت منابع اطلاعاتي مرتبط آشنا مي کند. در واقع سازماندهي اطلاعات سازمان، مبتني بر ساختاردهي دانش انجام مي شود، بنابراين اضافه شدن اطلاعات جديديا حذف اطلاعات قبلي، ساختار بازنمايي شده دانش را تغيير نخواهد داد. در واقع در سيستم هاي مبتني بر دانش، لايه دانش از اطلاعات جداست واين موضوع، مسالهﯼ سرريز اطلاعات ودسترسي به اطلاعات درست را حل ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مي کند. چرا که سرريز اطلاعات زياد از اينترنت، مجلات و ... در حوزه هاي كاري، دسترسي به اطلاعات دقيق و درست مورد نياز را مشكل كرده است. حتي موتورهاي جستجوي قوي هم، اطلاعات درست را(با توجه به نوع ايندكس گذاري) در اختيار نمي گذارند. لذا حصول اطلاعات درستي كه براي كاربر با ارزش باشد و در انجام فرآيندهاي كاري يا تصميم سازي به او كمك كند مساله مهمي است. بنابراين در تهيه نقشه دانش سازماني به دولايه دانش و اطلاعات نياز داريم که با سازماندهي درست دانش و مفاهيم در لايه دانش، اطلاعات نيز در يك لايه مجزا، مبتني بر دانش سازماندهي مي شوند.
به طور كلي چرخهﯼ دانش شامل عناصر زير است
داده ؛داده ها،رشته واقعيت هايي عيني ومجرد درمورد رويدادها هستند.(نورث ،51:1999)؛ اجزایی خام، در شكل اعداد، و ارقام، حروف، تصاوير، اصوات و مانند آن، که به تنهايي معنا و مفهوم مورد نظررا به ذهن متبادر نمي‌كنند.
اطلاعات ؛ چنانچه داده‌ها، مورد تفسير و ارزيابي قرار گيرند به اطلاعات تبديل مي‌شوند. اطلاعات در واقع، يک بسته پيام می باشد كه اين پيام می تواند مکتوب، شنيداری و يا ديداری باشد. اطلاعات نيز مانند تمامی پيام ها يک فرستنده و يک گيرنده دارد. (جورج ون كراگ و ديگران،61:2000)
دانش ؛ اطلاعات زماني به دانش تبديل مي شود كه توسط اشخاص مورد تفسير قرار گرفته، با عقايد و دانش قبلي آن ها آميخته شده و به آن مفهوم داده شود. دانش برخلاف اطلاعات، که خود را در حوزه فهم عمومی جای داده است، ماهيتی ذهنی دارد و به ذات و درون فرد يا گروهي از افراد که آن را به وجود آورده اند مرتبط است.(همان: 68)؛
خرد يا حکمت ، از درك دانش، خرد حاصل مي‌شود. درك جامعي كه با توجه به حس عمومي از طريق ذهنيات، بينش و الهام انتزاع می گردد،بنابراین می توان چنین بیان کرد که تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش، در طول زمان حاصل مي شود. (افرازه،27:1384)

مشكلات اصلي موجود درمدیریت دانش مربوط به ناديده گرفتن افراد و موضوعات فرهنگي؛ توسط شركت ها می باشد . دريك محيط كه دانش افراد ارزش گذاري شده و بابت آن پاداش یا بازخورد مناسبی داده می شود، پياده سازي فرهنگي كه بتواند دانش ضمني را شناسايي نموده و دانش كاركنان را به اشتراك گذاشته و مبادلهﯼ آن را تشويق كند، امري حساس است.
همانند بسياري از دارايي هاي فيزيكي، ارزش دانش با گذشت زمان تحليل مي رود. از آنجايي كه دانش نيز به سرعت كهنه مي شود، بايد محتواي يك برنامهﯼ مدیریت دانش را پيوسته بهنگام سازي، ترميم یا حذف نمود. موضوع ديگر اين است كه ميزان ارتباط دانش با گذشت زمان تغيير مي يابد، همچنان كه مهارت هاي كاركنان دستخوش تحول مي گردد، هيچ نقطه پاياني براي يك برنامه مدیریت دانش وجود ندارد. در واقع، نكته مهم در برنامه های مدیریت دانش، شناسايي و توزيع گوهرهاي دانش از درياي اطلاعات است. 

مديريت دانش چيست؟

 
متاسفانه، تعريف جامعی دربارهﯼ مديريت دانش وجود ندارد، چرا كه هنوز، هيچگونه توافقي بر سر مولفه هاي موجود در دانش به وجود نیامده است. به نظر مي رسد تعريف ارائه شده ازسوي داونپورت و پراساک   مورد توافق بسياري از پژوهشگران باشد: مديريت دانش عبارت است از بهره برداري وتوسعه دارايي هاي دانشي يک سازمان در  جهت تحقق اهداف سازمان. دانشي که مديريت مي شود شامل هر دو نوع دانش عيني رسمی و ضبط شده ،و دانش ذهني و ضمني مي باشد. مديريت اين دانش شامل تمام فرايندهاي مرتبط با شناسايي ، اشتراک و توليد دانش است. اين امر مستلزم نظامي براي توليد ونگهداري از مخازن دانش، همچنين ترويج و تسهيل اشتراک دانش و يادگيري سازماني می باشد.
دانش برخلاف اطلاعات، که خود را در حوزه فهم عمومی جای داده است، ماهيتی ذهنی دارد و به ذات ودرون فرد يا گروهي از افراد که آن را به وجود آورده اند مرتبط است. (جورج ون كراگ و ديگران2000  ،68)
 دانش فهميده می شود و فرد دانش را از طريق تجربه، استدلال، بصيرت، يادگيری، خواندن و شنيدن بدست می آورد. هنگامی که دانش فرد گسترش يابد و با دانش ديگران ترکيب شود، دانش جديد توليد می گردد ؛ در نهايت می توان گفت، دانش در خود افراد وجود دارد و بخشی از پيچيدگي های ندانسته انسانی است.(دانپورت و پروساك،1998، ترجمه رحمان سرشت:11)

مديريت اطلاعات در مقابل مديريت دانش

متخصصين اطلاعات دارای يك سري تئوري ها و مهارت هاي كاربردي براي تبديل عوامل اصلی مدیریت اطلاعات  به مدیریت دانش هستند، و به نظر مي‌آيد اين توانایی، فرصت مناسبی براي متخصصين اطلاعاتي، براي استفاده از مهارت ها و خلاقيت هایشان جهت تحت تأثير قرار دادن سطوح تصميم گيري كلان تر مي باشد. كارفرمايان نيزدريافته اندكه متخصصين اطلاعاتي پتانسيل خوبي براي موفقيت هاي مديريتي دارند. به نظر مي آید، كارفرمايان در گذشته همواره متخصصين اطلاعاتي را به عنوان كاركنان ستادي مي شناختند، كساني كه تنها بايد به مديران خدمات ارائه نمايند. اما اكنون نشانه هايي از تغيير تفكر مديران به چشم مي خورد. ( ان موريس ،9:2001)
نسل اول مديريت دانش را مي‌توان، تمرکز روي جامعه اطلاعاتي، منابع اطلاعاتي و سرمايه‌ هوشي عنوان کرد. نسل دوم مفاهيم ضمني دانش، يادگيري اجتماعي، دانش ضمني موقعيت‌مدار را مدنظر قرار مي‌دهد. نسل دوم مديريت دانش از 1997 با شرکتهايي که مشاغل جديدي براي متخصصان مديريت دانش فراهم کرده‌اند، شکل گرفته است. دراین دوره منابع مختلف مديريت دانش در حال شکل‌گيري بوده، به سرعت در بسياري از سازمانها در حال به کارگيري است. نسل دوم، نسل عمل‌گراي مديريت دانش بر تغيير سيستماتيک سازمان، سيستم‌هاي مديريتي، انگيزه‌ها و ابزارهایی براي توسعه سازمان، تأکيد بسيار دارد (Toumi, 1999). آينده هميشه از زمان حال آمادگي بيشتري براي پذيرش مديريت دانش دارد، نسل سوم مديريت دانش بايد از طريق يادگيري سازمان به خلق دانش وفرايندهاي نوآورانه در ساختارهاي سازمان بپردازد. بنابراين، مديران بايد ياد بگيرند که چگونه، با محدوديت در کنترل و اطلاعات ناکافي مديريت کنند. شايد يکي از دلايل پيشگامي مديريت دانش اين است که به دنبال خلق دانش جديد می باشد. سازمان ها بايد قابل پيش‌بيني باشند، بنابراين آينده مديريت به تخصيص و در نظر گرفتن استراتژي مناسب براي برخورد با آشفتگيها و عدم اطمينان بستگي دارد و از موقعيتهاي قابل پيش‌بيني و کارآمد، توليد کالا و خدمات را مدنظر قرار دهد. پس توانايي انعطاف‌پذيري و تطابق سريع و ايجاد مهارت براي برطرف ساختن نيازهاي محيطي بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.

ترسيم چشم انداز دانش

مديريت دانش از تأکيد صرف روي انتقال و مديريت اطلاعات به فرآيندهاي ساخت‌يافته و غير ساخت ‌يافته که از اطلاعات استفاده مي‌کنند، به تمرکز بر تغيير شرايط سازمان و توسعه و رشد آن تغيير جهت داده است. يکي از نتايج اين تحول، تأکيد روي اهميت مديريت اسناد يا متون در سازمانهاست. يکي ديگر از نکات قابل توجه در نگرش جديد مديريت دانش، به‌کارگيري سايت هاي نوع Portal در شبکه اينترنت يا اينترانت به منظور ارائه خدمات همزمان به تمام ارکان و پرسنل فعال در سازمان يا مرتبط با سازمان است تا در تصميم‌گيري ها نقش جدي‌تر و مؤثرتري ايفا کنند.
در چهارچوب تدوين استراتژي دانش، ترسيم چشم انداز دانش به عنوان ابزاري موثر و يكي از گام هاي لازم در جهت پياده سازي مديريت دانش در سازمان به شمار مي رود.اين امر شامل ترسيم فرصت ها و تهديدها و قابليت هاي سازمان در مديريت دانش با ديدي بلند مدت مي باشد.

 

 

 

 b

ازدحام در تجمعات انبوه

مقاله:
 ازدحام در تجمعات انبوه 
دکتر مهراب شریفی سده پزشک، مدرس امداد و نجات موسسه آموزش عالی هلال ایران اشرف‌سادات موسوی کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، موسسه آموزش عالی هلال ایران
 
 
 
 
 
 
ازدحام یکی از مشکلات اصلی در تجمعات انبوه است؛ به‌ویژه هنگامی که تجمع بسیار انبوهی در زمانی مشخص و در محیط فیزیکی محدودی شکل بگیرد. از این رو، یکی از جنبه‌های مهم در کنترل تجمعات انبوه، مقابله با ازدحام و فشار جمعیت است. در تعاریفی که از ازدحام داریم، مبنای اصلی بر تعداد افراد حاضر در هر متر مربع است؛ بدین گونه که اگر در یک تجمع انبوه در هر متر مربع، ٣ نفر قرار داشته باشند، شرایط تقریباً عادی است؛ اما وقتی تعداد افراد به ٥ نفر برسد، شلوغی آغاز می‌شود. وقتی فشردگی جمعیت بیشتر و تعداد افراد به ٥ تا ٨ نفر برسد مشکلات جدی ازدحام آغاز می‌شود و افراد به شدت به هم فشرده و آشفتگی و سراسیمگی در جمعیت بیشتر می‌شود. این ازدحام و فشردگی می‌تواند چنان فشاری به افراد و به‌ویژه قفسه سینه وارد کند که حتی تنفس افراد مختل شود. ازدحام١ پدیده‌ای شناخته‌شده در رشته تحقیقاتی جدیدی است که آن را «کنترل شلوغی٢» نامیده‌اند. پدیده ازدحام در کشورها و فرهنگ‌های مختلف به دلایل متفاوت رخ می‌دهد. یکی از نخستین ازدحام‌های مرگبار ثبت‌شده، در‌ سال ۱۸۹۶ در مراسم تاجگذاری تزار نیکولاس دوم، در حومه شهر مسکو رخ داد و جان ‌هزار نفر را گرفت. دلیل ماجرا نیز پخش شایعه‌ای بود که می‌گفتند تغذیه‌فروشی‌های موقتی که در مراسم برپا شده بود به همه سوغاتی می‌دهند. همان‌طور که قبلاً گفته شد در کشورهای غربی، این مسأله بیشتر در ورزشگاه‌ها، کنسرت‌های موسیقی یا فستیوال‌ها و گرد‌همایی‌های اجتماعی ایجاد می‌شود؛ اما در کشورهای غیرغربی، معمولاً این پدیده در گردهمایی‌های بزرگ مذهبی اتفاق می‌افتد. کنسرت‌های موسیقی در آمریکا یا ورزشگاه‌های فوتبال در اروپا نیز از این قاعده مستثنا نبوده‌اند. در هندوستان بارها و بارها در مناسک و مراسم مذهبی، مردم زیر دست و پا له شده‌اند. بعد از تکرار چندین باره ازدحام‌های مرگبار در مراسم سالانه هندو‌ها و از دنیا رفتن چندصد نفر، چند محقق هندی تلاش کردند تا مکانیزم این پدیده‌ها را مطالعه کنند. تحقیقات نشان داده است که درک درست از رفتار جمعیت به جای کنترل مبتنی بر نیرو به رویکرد مبتنی بر جامعه برای کنترل جمعیت و شلوغی منجر می‌شود. به‌عنوان مثال، انتظار بیش از حد در مکان‌های زیارتی ممکن است باعث سرریزشدن صبر زائران و مشتاقان زیارت و بالارفتن آنها از نرده‌ها شود که این می‌تواند باعث ازدحام بیش از حد در ناحیه دیگری شود. از این‌رو، زمانی‌که ازدحام پیش‌روی ‌‌کند، جمعیت کنترل خود را از دست می‌دهد که این امر معمولاً در کسری از ثانیه صورت می‌گیرد. ایلیاس٣ و همکارانش یکی از پیشروانه‌ترین مقاله‌ها را در مطالعه این پدیده با عنوان «ازدحام‌های انسانی در خلال مراسم‌ مذهبی:  مرور تطبیقی ظهور توده‌های انبوه در هند٤» نوشتند. ایلیاس می‌نویسد: پدیده ازدحام‌های منجر به آسیب یا مرگ زمانی رخ می‌دهد که تراکم جمعیت تا حد مشخصی بالا برود. تحقیق آنها نشان داد «معمولاً وقتی تراکم جمعیت به بیش از ده نفر در هر متر مربع برسد» امکان ظهور ازدحام بسیار بالاست. وی معتقد است در پدیده ازدحام غالباً «ماشه را مساله‌ای روان‌شناختی می‌چکاند. یک شایعه، فریاد، ناله دلخراش یا سُر خوردن کسی، این تکانه را القا می‌کند که خطری در کمین است. در موقعیتی که فضا تنگ و تراکم جمعیت بسیار بالاست، چنین تکانه‌ای سریعاً موجب می‌شود افراد بدون آن‌که بفهمند آیا واقعاً خطری در میان است یا نه، احساس خطر و گیر افتادن در مخمصه می‌کنند. این احساس منجر به تلاش‌های فردی آدم‌ها برای خلاصی می‌شود. افراد شروع به دویدن، فرار کردن یا فریاد زدن می‌کنند». این تلاش‌های فردی، امکان هرگونه سازمان‌دهی جمعی یا حرکت منسجم مدیریتی را خیلی سریع از میان می‌برد و در نتیجه، همه‌چیز از کنترل خارج می‌شود. جف وایز٥ نویسنده دیگری است که به این موضوع پرداخته است. او معتقد است ازدحام‌ها دو نوع عمومی دارند. یک نوع از ازدحام‌ها وقتی رخ می‌دهند که توده مردم به‌طور ناگهانی با تغییر نیروی مثبت یا منفی روبه‌رو شوند. تغییر نیروی مثبت وقتی رخ می‌دهد که جمعیت در برخورد با یک مانع یا در اثر تنگ و بسته‌شدن مسیر، متوقف شود. تغییر نیروی منفی، برعکس، وقتی رخ می‌دهد که فشار جمعیت راهی ناگهانی برای تخلیه پیدا کند؛ مثلاً دروازه‌ای باز شود یا حصاری سوراخ شود.
ازدحام‌های آشفته
نوع دوم ازدحام‌ها که می‌توان آن را «ازدحام‌های آشفته» نامید، وقتی اتفاق می‌افتد که دو توده متراکم با هم برخورد کنند یا در میانه یک توده انبوه، بلوایی ناگهانی برپا شود. مشخصه نوع اول، حرکت همسان و هم‌جهت انبوه جمعیت است؛ اما در نوع دوم، مسیر افراد هم‌جهت نیست و در نتیجه اغتشاش، ازدحام چند برابر می‌شود. هردوی این الگوها دارای قدرت هولناکی‌ هستند. در حالت عادی، اگر شش تا ده نفر، هم‌جهت با هم فشار بیاورند، می‌توانند نرده فولادی ضخیمی را به‌راحتی کج کنند؛ بنابراین فشار جمعیت در مدل اول بسیار سهمگین است و به راحتی با فشار به قفسه سینه افراد، دنده‌هایشان را خرد می‌کند، یا به دلیل ناتوانی در بازشدن شُش‌ها هنگام دم، امکان تنفس را از آنها می‌گیرد و دچار خفگی می‌شوند و فرقی هم نمی‌کند چقدر قوی، بلندقد یا عضلانی باشند. این فشار، در مدل دوم یعنی ازدحام‌های آشفته، کمتر است. زیرا جهت متفاوت حرکت افراد، نیروها را خنثی می‌کند؛ اما این‌جا مشکل مرگبار دیگری به نام «آشوب» رخ می‌دهد. بگذارید مثالی بزنیم:  فرض کنید درحال عبور از یک پیاده‌رو هستید. وقتی تراکم جمعیت خیلی کم باشد، شما با کمترین انحراف یا تغییر مسیر به چپ یا راست، به سمت هدف خود می‌روید. ولی وقتی تعداد آدم‌هایی که در جهت مخالف‌تان، یا هم‌جهت با شما درحال عبورهستند، بالا و بالاتر برود، شما مجبور می‌شوید برای ادامه مسیر خود، مرتباً جابه‌جا شوید، گامی به چپ و راست بردارید یا توقف کنید. طبق مطالعات محققانی که روی مکانیزم‌های سیالّیت در توده‌ها کار می‌کنند، در درجه‌ای از تراکم، دیگر نمی‌توانید مسیر خودتان را انتخاب کنید، بلکه جمعیت شما را با خودش می‌برد. در چنین وضعیتی، تلاش افراد برای ادامه مسیر تعیین‌شده‌شان و ناتوانی آنها از این کار، منجر به آشوب می‌شود. در آشوب‌ها، خیلی زود افراد تعادل خود را از دست داده و زمین می‌خورند، افراد بعدی بلافاصله روی آنها می‌افتند و در جمعیت، چاله‌ای درست می‌شود که برگرداندن آن به حالت عادی ناممکن است.هلبینگ٦ می‌گوید وقتی تراکم جمعیت بین ۵ تا ١٠ نفر در هر متر مربع باشد، امکان ازدحام آشوبناک وجود دارد. البته این تعداد به اندازه بدن و وزن افراد بستگی دارد. در توضیح این مطلب می‌توان گفت که تدابیر باید به‌گونه‌ای باشد که از اقدامات فردی خاص که سرعت حرکت یا دامنه فعالیت دیگران را محدود و بر ازدحام جمعیت می‌افزاید، جلوگیری شود؛ زیرا این امر می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. در این زمینه، آموزش در دو مقوله سلامت و کنترل ازدحام اهمیت ویژه‌ای دارد. از این رو، باید به کسانی که در تجمعات انبوه شرکت می‌کنند، حرکت روان و جنب و جوش ملایم آموزش داده شود. افراد با بیماری‌های مزمن همچون آسم، بیماران قلبی و عروقی، بیماران دارای محدودیت حرکتی، صرع و.... حتماً باید یک نفر همراه و مراقب داشته باشند و از تردد در بخش‌های پرازدحام در تجمعات خودداری کنند؛ مثلاً در مناسک حج به جز اعمال واجب که ضروری است برخی اعمال مستحب و برخی دیگر غیرمستحب و سلیقه‌ای است که این موارد باید در صورت لزوم توسط روحانیون کاروان به بیماران و افراد ناتوان به‌گونه‌ای جدی تذکر داده شود. به دور از کارکردهای مختلف در مناسبات بشری و وجود قضاوت‌های متفاوت ارزشی، پدیده تجمعات انبوه، در هر یک از سطوحی که در بالا اشاره شد، موجب به وجود آمدن شرایطی می‌شود که در آنها تقریباً تمامی خطرات بالقوه از توان لازم برای تبدیل شدن به حوادث و بحران‌های خاص خود برخوردار است؛ به‌ویژه این‌که زمینه‌های لازم برای میدان‌داری تسهیل‌گرهایی همچون خطر‌پذیری و آسیب‌پذیری نیز مهیا باشد. معمولاً ازجمله راهکار‌های مدیریت حوادث و بحران‌ها در مجموعه سیاست‌های پیشگیری و آمادگی برای کاهش احتمالات، بروز حوادث یا کاهش تأثیرات مربوطه، بحث اجرای ارزیابی خطر‌پذیری یا آسیب‌پذیری است. به نظر می‌رسد برقرای رابطه معنی‌دار میان نتایج حاصل از این ارزیابی‌ها و الگوهای رفتاری فردی و جمعی در تجمعات انبوه و همچنین شیوه‌های مدیریت و مهندسی کنترل تحرکات مربوطه، می‌تواند به راه‌حل‌های کارساز و مؤثری منجر شود. بنابراین، برای تجمعات درون مراکز بزرگ خرید و پارکینگ‌های آنها، فرودگاه‌ها و سایر سالن‌های ترانزیت و همچنین محل برگزاری همایش‌های بزرگ، تغییرات و اصلاحاتی در معماری و مهندسی بناها به‌عنوان راه‌حل‌هایی عملی صورت پذیرفته است.
راهکارهای رهایی از مخمصه
پل ورتهایمر٧ که یکی از شناخته‌شده‌ترین متخصصان «کنترل شلوغی» در جهان است، بر مبنای تحقیقات خود، توصیه‌هایی کرده است که هنگام گیر‌افتادن در یک ازدحام جمعیت، چطور خود را نجات دهید:
بلافاصله بعد از این‌که احساس کردید تراکم جمعیت دارد به حد خطرناکی می‌رسد، تلاش کنید تا از مرکز ازدحام فاصله بگیرید؛ نگذارید دیر شود. تصمیم‌گیری درباره این کار، گاهی بسیار دشوار است؛ چون ممکن است شما مدت‌ها منتظر مانده باشید تا به نقطه دلخواه خود برسید.اگر نتوانستید فاصله بگیرید و در مخصمه افتادید، راهکارهای زیر را رعایت کنید: گام‌های خود را استوار کنید و اجازه ندهید سُر بخورید.
انرژی‌خود را حفظ کنید. تلاش بیهوده نکنید تا جمعیت را بشکافید یا فرار کنید یا داد و فریاد راه بیندازید. فریادزدن معمولاً جریان امور را وخیم‌تر می‌کند.دست‌هایتان را جلوی سینه‌تان مشت‌ کنید. سینه‌تان را بدون حفاظ به پشت نفر جلویی نچسبانید. دست‌ها اجازه می‌دهند تا در صورت افزایش فشار جمعیت، راهی برای تنفس داشته باشید.اگر در تاریکی هستید، خود را به موج جمعیت بسپارید.اگر در کنارتان کسی روی زمین افتاد، بلافاصله کمک کنید تا از جایش بلند شود؛ زیرا بسیار محتمل است که بعد از او، شما هم سرنگون شوید.مهم‌ترین سوالاتی که در این خصوص مطرح هستند عبارتند از:
آیا مکان در نظر گرفته شده برای تجمع مناسب است و ایمنی لازم را برای جمعیت مورد انتظار دارد؟آیا مطالعات و بررسی‌های لازم برای شناسایی مخاطرات احتمالی مکان مورد نظر انجام شده‌ است؟آیا مکان در نظر گرفته شده دسترسی مناسبی برای ورود و خروج تعداد زیادی از نیروهای امدادگر و آتش‌نشانی و پلیس را در صورت لزوم دارد؟نیروهای امداد برای کمک‌رسانی در صورت امکان باید مسیرهای دسترسی ویژه داشته باشند و نباید از همان مسیر تردد مردم شرکت‌کننده عبور کنند. آیا در مکان در نظر گرفته شده امکان کمک‌رسانی وجود دارد. به عبارتی، نیروهای امدادگر می‌توانند وسایل و تجهیزات خود را تخلیه و به مصدومان کمک کنند؟آیا جاده‌های دسترسی به محل برگزاری تجمع در شرایط بحرانی در دسترس خواهند بود؟ آیا فضای خالی کافی برای عقب‌گرد مردم در صورت نیاز وجود دارد؟ آیا ماهیت مراسم به‌گونه‌ای است که زمینه‌های بحران را فراهم آورد؟ این مسأله ممکن است به دلیل حضور افراد خاص مانند جوانان، گروه‌های مذهبی، سالمندان، کودکان و غیره با ویژگی‌های رفتاری یا فیزیکی خاص باشد.
چه سازمانی مسئول تأمین ایمنی مردم شرکت‌کننده است؟
نحوه برخورد نیروهای مسئول امنیت تجمع با کسانی که مقررات را رعایت نمی‌کنند باید به چه صورت باشد؟ و در صورت نیاز به نیروهای کمکی بیشتر برای تأمین امنیت شرکت‌کنندگان، از کجا این نیروها باید تأمین شوند؟
آیا وسایل و تجهیزات سنگین و امداد و نجات در صورت بروز حادثه‌ای بزرگ در دسترس هستند؟
آیا در صورت نیاز، امکان امدادرسانی هوایی وجود دارد؟
حج و مديريت بحران
به طور كلي، مخاطرات در ايام حج مي‌تواند شامل موارد زير شود:  
مخاطرات طبيعي ناشي از سيل، آتش‌سوزی، طوفان و گرماي بيش از حد هوا.بیماری‌های مسری که بیشترین نگرانی‌ها را از نظر مخاطرات طبیعی دوران حج ایجاد کرده‌اند. مخاطرات تکنولوژیکی و انسان ساخت.
 این دسته از مخاطرات شاید مهم‌ترین و بیشترین مخاطرات از نظر تعداد ‌باشند. در زمینه حمل‌ونقل اعم از هوایی، زمینی و دریایی همواره در طول ایام حج شاهد بروز حوادث و سوانح ناگوار بوده‌ایم. این اتفاقات فقط به محدوده مکه و مدینه مربوط نیست، بلکه مبدأ یا مقصد حرکت زائران را نیز دربرمی‌گیرد. در داخل محدوده مکه و مدینه فقط همین نکته کافی است که در فاصله زمانی بسیار فشرده، حجم بالایی از مسافران باید جابه‌جا شوند که این فشردگی به نوبه خود امکان خطا و اشتباه را در رانندگان به وجود می‌آورد. با توجه به این‌که حجم بالایی از جابه‌جایی حجاج در این منطقه با اتوبوس صورت می‌گیرد تصادفات زمینی مهم‌ترین خطرات حمل و نقلی منطقه مکه و مدینه محسوب می‌شوند.در زمینه مخاطرات زیرساخت‌ها نیز همواره مخاطراتی به صورت تخریب یا شکست تمام زیرساخت‌ یا بخشی از آنهایی که برای میزبانی یا انجام مراسم استفاده می‌شوند، متصور است.آتش‌سوزی ساختمان‌های محل استقرار زائران نیز یکی دیگر از مخاطرات مهم مراسم حج است. مخاطره مهم دیگر، ازدحام جمعیت و پیامدهای ناشی از آن است. این مخاطره مخصوص مکان‌های اصلی مورد توجه زائران در مکه و مدینه است. این ازدحام ممکن است توسط عوامل یا سوانح دیگر تشدید شوند. مخاطرات انسان‌ساخت گرچه نادر هستند، ولی احتمال وقوع آن را نباید نادیده گرفت. تروريسم و بيوترويسم نيز ازجمله مخاطراتي است كه بايد در ايام حج بسیار مورد توجه قرار گيرد.
١ stampede
٢ crowd control
٣ Faisel T. Illiyas
٤ Human stampedes during religious festivals:  A comparative review of mass gathering emergencies in India, Available in:  http: //www.sciencedirect.com/science/article/pii/S٢٢١٢٤٢٠٩١٣٠٠٠٤٥٩?np=y
٥ Jeff Wise
٦ Helbing
٧ Paul Wertheimer
 
تاريخ: ۱۳۹۴/۱۰/۱۷

 

آﻣﻮزش ﺗﺨﺼﺼﻲ ﺟﺴﺘﺠﻮو ﻧﺠﺎت در ﺗﺼﺎدﻓﺎتﺟﺎده اي

جزوه تخصصی ﺟﺴﺘﺠﻮ و ﻧﺠﺎت در ﺗﺼﺎدﻓﺎتﺟﺎده اي

رسانه هاي جمعي در برخورد با بحران‌ها بايد به ريشه‌هاي اصلي آن توجه كنند

معاون وزيركشور و رييس سازمان مديريت بحران گفت:رسانه هاي جمعي در برخورد با بحران ها بايد به ريشه هاي اصلي آن توجه كنند

حسن قدمي روز پنجشنبه همزمان با روز مديريت بحران، رسانه مسوول، جامعه ايمن در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي ايرنا، گفت:امروزه رسانه‌هاي جمعي با توجه به نفوذ و گسترش بي‌سابقه خود در جوامع و در تمامي ابعاد حيات بشري، به جزء جدايي ‌ناپذيري از چرخه مديريت بحران در حوادث طبيعي، غير طبيعي و انسان ساخت تبديل شده‌اند. 
رييس سازمان مديريت بحران كشور ادامه داد:‌رسانه‌هاي جمعي از سويي مي‌توانند براي بحران‌زدايي به كارگرفته شوند و از سويي ديگر مي توانند به عنوان ابزاري سو به بحران‌زايي و بحران‌سازي بپردازند. 
وي اضافه كرد:‌ رسانه به عنوان يك عامل مؤثر نظارتي و ابزار كنترل اجتماعي مي‌ بايست به رصد ‌كردن، پيش‌بيني و كشف بحران‌هاي پنهان در قبل، هنگام و پس از بحران بپردازد و براي پيشگيري از بروز يا گسترش بحران به اطلاع‌ رساني، آگاهي بخشي و ارائه آموزش‌هاي لازم بپردازد. 
قدمي توضيح داد: رسانه به لحاظ معناي لغوي آن يعني واسطه، بايستي در حل بحران‌هاي محلي، ملي، منطقه ‌اي و بين‌المللي نيز موثر واقع شود و لازمه اين واسطه گري بي ‌طرفي رسانه و ايجاد ارتباط مؤثر بين دولت و مردم در راستاي مديريت بحران است. 
اين مقام مسوول در سازمان مديريت بحران كشور افزود:بحران ها مي‌توانند، فرصتي براي رسانه ها هم باشند، فرصتي براي جذب مخاطبان بيشتر، به شرطي كه رسانه ها برخورد منطقي از بحران داشته باشند. 
وي گفت: نقش رسانه‌ها صرفا نبايستي به مرحله هنگام بحران محدود شود، بلكه آنها بايستي تدابير و تمهيداتي براي مراحل قبل و بعد از بحران نيز داشته باشند. 
قدمي اظهار داشت: در پوشش خبري بحران‌ها رسانه نبايستي صرفا به گزارش‌هاي بازتابي و توصيفي اكتفا كند، بلكه مهم ارائه گزارش‌هاي تحليلي و پيامدي در خصوص بحران است. 
وي گفت:‌ رسانه هاي جمعي بايد در چرخه مديريت بحران كشور فعالانه بكارگيري شده و با نقش كليدي خود، ضمن آموزش‌هاي ضروري و مكرر به مردم و انجام اقدامات مؤثر به منظورارتقاء ايمني و افزايش فرهنگ همزيستي با بحران‌هاي طبيعي در بين جامعه، آرامش را در حين هوشياري در برابر حوادث و سوانح را به جامعه انتقال دهند. 
قدمي تاكيد كرد: رسانه هاي جمعي بايد باعث ارتباط مؤثر بين دولت و مردم براي دسترسي به هدف مشترك كاهش خسارتها و تلفات ناشي از بحران‌هاي طبيعي و ارائه سريع‌ترين و مؤثرترين خدمات به آسيب‌ديدگان در صورت وقوع بحران و انتقال و انعكاس عادلانه خدمات ارزشمند دولت و گروههاي موثر در مديريت بحران قدم بردارند. 
وي عنوان كردن بحث مقاوم‌ سازي بناها و آشنايي و ارتقاي مردم و مسوولين را با كليات مديريت بحران را از سوي رسانه هاي جمعي مهم دانست و تصريح كرد: اگر مردم فرا بگيرند كه مقاوم سازي بناها را در دستور كار قرار دهند يا بناها و محصولات كشاورزي و دامي خود را بيمه كنند در مواقع بروز بحران هاي مختلف با مشكلات مختلفي روبرو نخواهند شد.

مطالعات مديريت بحران - آقاي دكتر احمدي

مدیریت بحران در حج (قسمت اول)  

- نویسنده آقای دکتر عسگری استاد گروه مدیریت بحران (دانشگاه یورک -تورنتو - کانادا)

با توجه به اینکه امسال توفیق شرکت در مراسم حج پیدا کرده ام بر آن شدم تا فرایند حج را از نگاه مدیریت بحران و سوانح مورد توجه قرار دهم. اگر چه هدف من انشالله انجام اعمال حج و نزدیکی به خداوند بزرگ است ولی از ابتدای برنامه ریزی برای سفر تا کنون هر گونه مطلبی که در زمینه مدیریت بحران و سوانح مرتبط با این مساله بود ناخودآگاه توجه مرا به خود جلب می کردند.  اگر بخواهیم مدیریت بحران و سوانح را در حج بررسی نماییم بهتر است به صورت کلاسیک و شیوه علمی خودمان ابتدا به شناسایی و طبقه بندی مخاطرات در مراسم حج بپردازیم. از این رو در قسمت اول به برخی از مهمترین مخاطرات مربوط به مراسم حج اشاره می کنیم و در قسمتهای دیگر نحوه مدیریت این بحرانها و مسایل پیرامون آن را با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می دهیم.

قسمت اول: مخاطرات مرتبط با مراسم حج

در ادبیات و نظریه های مدیریت بحران مخاطرات به چند دسته کلی تقسیم می شوند که عبارتند از:

الف-مخاطرات طبیعی شامل:

مخاطرات آب شناسی (مانند سیل)، 

مخاطرات آب و هوایی (مانند هوای گرم شدید، هوای سرد شدید، طوفان، گرد و خاک و ...)

مخاطرات زمین شناسی (مانند زلزله، آتشفشان، سونامی و زمین لغزه)

مخاطرات بیولوژیک 

ب- مخاطرات تکنولوژیک و انسان ساز شامل: 

مخاطرات صنعتی (انفجارات صنعتی)

مخاطرات زیرساختها (مانند سقوط پلها، تخریب ساختمانها، ...)

مخاطرات حمل و نقلی  (مانند سقوط هواپیما، تصادف وسایط نقلیه و غیره)

مخاطرات انسان ساز (مانند تروریسم، ...)

الف-مخاطرات طبیعیبیشترین مخاطرات طبیعی منطقه مکه و مدینه را شاید بتوان مخاطرات ناشی از هوای بیش از اندازه گرم (Extreme Heat) و همچنین بیماری های مسری دانست.  سایر مخاطرات طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان، سرمای شدید، زمین لغزه و غیره اگر چه کاملا منتفی نیستند ولی احتمال وقوع شان در این منطقه از عربستان در ایام محدود سال بسیار کم است. بیماری های مسری بیشترین نگرانی ها را از نظر مخاطرات طبیعی دوران حج ایجاد کرده اند.  افراد زیادی از کشورهای مختلف با شرایط بهداشتی متفاوت در کنار یکدیگر و گاها در فضاهای سربسته قرار می گیرند. این مساله باعث امکان انتقال سریع بیماری های مسری را فراهم می نماید.  این گونه مخاطرات هم سلامتی افراد و هم امکان اجرای مناسک حج که بخاطر آنها افراد این سفر مهم را انجام داده ند از آنها می گیرد. 

مخاطرات تکنولوژیک و انسان ساز: این دسته از مخاطرات شاید مهمترین مخاطرات و بیشترین مخاطرات از نظر تعداد می باشند.  در زمینه حمل و نقل اعم از هوایی، زمینی و دریایی همواره در طول ایام حج شاهد بروز حوادث و سوانح ناگوار بوده ایم. این اتفاقات فقط به محدوده مکه و مدینه مربوط نبوده بلکه مقاصد و یا مبداء های حرکت زایران را در بر می گیرد. در داخل محدوده مکه و مدینه فقط همین نکته کافی است که در فاصله زمانی بسیار فشرده حجم بالایی از مسافران باید جابجا شوند و این فشردگی به نوبه خود امکان خطا و اشتباه رانندگان را بوجود می آورد.  با توجه به اینکه حجم بالایی از جابجایی حجاج در این منطقه با انوبوس صورت می گیرد تصادفات زمینی مهمترین خطرات حمل و نقلی منطقه مکه و مدینه را شامل می شوند.  در زمینه مخطرات زیرساختها نیز همواره مخاطراتی به صورت تخریب و یا شکست تمام و یا بخشی از زیرساختهایی که برای میزبانی و یا انجام مراسم مورد استفاده قرار می گیرند متصور است.  آتش سوزی ساختمانهای محل استقرار زائران یکی دیگر از مخاطرات مهم مراسم حج است.  مخاطره مهم دیگر ازدحام جمعیت و پیامدهای ناشی از آن می باشد.  این مخاطره مخصوص مکانهای اصلی مورد توجه زایران که هم در مکه و هم در مدینه وجود دارند می باشد.  این ازدحام همچنین ممکن است توسط عوامل و یا سوانح دیگر تشدید شوند.  مخاطرات انسان ساز اگر چه نادر بوده اند ولی احتمال وقوع آن را نباید نادیده گرفت. توجه به این مخاطره باعث می شود تا تدابیر لازم برای پیشگیری و کنترل این نوع مخاطرات در برنامه ریزی مدیریت بحران مراسم حج مورد توجه قرار گیرند.  

منبع: مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

بررسی سیر تحول مدیریت حوادث و سوانح ( مدیریت بحران ) در ایران

حجت علی شایانفر شهریور ماه 1388
 
1-     مقدمه :
درطلیعه قرن بیست و یکم ، جهان شاهد بلایای عظیمی است که حوادث طبیعی و غیر طبیعی به وجود آورده است. طوفان عظیم کاترینا ، تسونامی آسیای جنوب شرقی ، زلزله بم و ده ها حادثه مشابه برزگ وکوچک ، بارها این حقیقت را به جهانیان گوشزد می کند که پیش بینی ها و چاره اندیشی ها و راه های مقابله و سازش با این بلایا هنوز نارسا و ناکافی است و تنها شمار اندکی از ملل دنیا دانش ، فن و هنر مدیریت و مهار این گونه بلایا را فراگرفته و به کار می بندند . در اکثر کشورها اغلب پس از وقوع هرحادثه بزرگ ، سیل کمکهای سازماندهی نشده اعم از نیروی انسانی و مادی به منطقه حادثه دیده گسیل می شود و با اتلاف نیروی فراوان ، اندکی وضع تخفیف می یابد و به سرعت همه چیز به دست فراموشی سپرده می شود. بنابراین یکی از مهمترین چالش های زمان حاضر ، نیاز به داشتن سیستم مدیریت بلایا در مواجهه با بلایای طبیعی و غیرطبیعی می باشد. با توجه به وسعت ایران ، تنوع بلایای مختلف و شدت وتعداد آن ها ، لزوم وجود ساختاری مناسب برای نظام مدیریت بلایا از نیازهای اساسی کشور به شمار می رود.
بلایا اتفاقاتی هستند که به طور غافلگیر کننده و گاه اجتناب ناپذیر رخ داده و به علت گستردگی تأثیر بر منابع مادی و انسانی و قطع روند طبیعی حیات ، خارج از ظرفیت تطابق جوامع بوده و گاه بدون کمک های ملی و بین المللی به فاجعه های انسانی منتهی می گردند.

آثار و عواقب یک بلای طبیعی ، صرف نظر از نوع آن ،  می تواند تا مدت مدیدی پس از وقوع حادثه باقی بماند. صدمات و بیماری های بازماندگان زلزله ، فرسایش خاک حاصل خیز یک منطقه و از بین رفتن کشاورزی آن در اثر سیل و ... آثاری هستند که معمولاً در ارزیابی و تعیین خسارات به حساب نمی آیند. به همین دلیل می توان گفت هزینه های اجتماعی و اقتصادی بلایای طبیعی بسیار بیش از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می رسد. بخش مهمی از تولید ناخالص ملی کشورها بخصوص کشورهای در حال توسعه صرف جبران خسارات ناشی از بلایای طبیعی می شود. کشورهای آسیایی و آفریقایی ، خسارات بیشتری را از بلایا متحمل می شوند و از هر 10 مورد مرگ ناشی از بلایا ، 9 مورد آن را متحمل می گردند.

2- حادثه خیزی کشور جمهوری اسلامی ایران:
ایران به دلیل جغرافیای کوهستانی- بیابانی ، کم بودن و نامنظم بودن بارش های جوی و ساختار زمین شناسی خاص ، پتانسیل حادثه خیزی بالایی دارد. موقعیت ایران تحت اثر پرفشار جنب حاره باعث شده این کشور بر روی کمربند خشک کره زمین قرار گرفته و میانگین بارش سالیانه در سطح وسیعی از آن حدود 250 میلیمتر بوده که کمتر از یک سوم متوسط بارش کره زمین می باشد. نکته مهم در بارندگی های کشور پراکنش نامناسب آن است به طوری که در بعضی نقاط آن به خصوص استان های جنوبی که متأثر از سامانه های مونسون هستند ، کل بارندگی سالیانه ممکن است در یک روز نازل شده و سبب بروز سیلهای بسیار مخرب گردد و در برخی سالها میزان بارندگی سالیانه ممکن است به کمتر از 50 میلیمتر برسد که سبب حادث شدن خشکسالی گردد.
قرار گرفتن ایران بر فلات ایران و محاصره شدن آن به وسیله کویرها و بیابان های عراق ، عربستان و آسیای میانه و دوری بخش وسیعی از آن از دریا سبب تشدید شرایط خشکسالی می شود. ضمن اینکه حدود 20 درصد ( یک پنجم ) مساحت کشورما را اراضی بیابانی تشکیل می دهند.
ساختمان زمین شناسی فلات ایران به همراه سیستم چین خوردگی و کوهزائی آلپ در دوران سوم زمین شناسی که دوره فعالی بود ، شکل گرفته است و ایران نیز در قسمت میانی کمربند پر تنش آلپ-هیمالیا قرار گرفته که هنوز به حالت تعادل نهایی نرسیده و این موضوع باعث می شود که هر از چندگاهی در یک نقطه از کشور زمین لرزه ای مخرب رخ دهد. حرکت رو به شمال صفحه عربستان با سرعت بیش از 30 میلیمتر در سال سبب بازشدگی دریای سرخ و فشردگی و کوتاه شدن خرده صفحات ایران و ترکیه شده است. این فشردگی مداوم سبب چین خوردگی ایران و قرار گرفتن کشور ما در معرض تنش دائمی گردیده که عامل اصلی بیشتر زمین لرزه های ایران است.
 
3- سیر تحولی مدیریت بحران در ایران:
در تمام کشورهای دنیا ، مدیریت ملی بحران عموماً بر عهده حکومت است. در برخی کشورها مدیر بحران رئیس قوه مجریه است ولی در اکثر آن ها مدیر بحران عضو قوه مجریه ( به ویژه در سطح ریاست جمهوری و وزارت کشور) است. نمایندگان منطقه ای دولت ( استاندار ، فرماندار ، بخشدار ) زیر نظر وزیر کشور عمل  می کنند . همچنین شهرداری ها و دهیاری ها (دولت های محلی) علیرغم استقلال نسبی خود ، با وزارت کشور هماهنگی به عمل می آورند . مدیریت بحران در کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در مسیر تحولی خود بطور متناوب تحت نظر ریاست جمهوری ، معاون اول رئیس جمهور ،نخست وزیر ، معاون اجرائی رئیس جمهور و وزیر کشور به مسئولیت های خود عمل نموده است که در زیر به طور مشروح تر مورد بررسی قرار می گیرد.
 
3-1- سوابق تاریخی مدیریت حوادث و سوانح (مدیریت بحران) در ایران:
   بررسي سوابق تاريخي در خصوص مديريت سوانح در كشور نشان مي دهد تا قبل از سال 1302 هيچگونه تشكيلات و يا محلي براي فعاليت هاي سازمان يافته بخش هاي مديريت سوانح در كشور وجود نداشته است و عليرغم اينكه حوادث و سوانح متعددي در كشور به وقوع مي پيوست ، هيچ يك از سازمان ها و يا ارکان رسمي كشور به نيازهاي آسيب ديدگان رسيدگي نمي كردند و جز خود آسيب ديدگان ، كمتر كسي از آحاد جامعه از وضعيت تلفات و خسارات سوانح اطلاع دقيقي در دست داشت و اگر مساعدتي انجام مي شد از طريق خود امدادي و ديگر امدادي توسط خود آسيب ديدگان يا اهالي مناطق مجاور بوده است.
در بسياري از سوانح به دليل عدم وجود امكانات براي بازسازي مجدد ، خانه ويران شده و منابع معيشتي از بين مي رفت و ناچاراً بازماندگان سانحه ، مناطق خود را ترك مي كردند و روستاها تخليه مي شده است.
در خرداد ماه 1302 وقوع زلزله در شرق خراسان و به فاصله 3 ماه بعد در سيرجان و كرمان نه تنها موجب كشته شدن جمع كثيري از اهالي بلكه منجر به ويراني صدها روستا در اين مناطق گرديد. همچنين در همان سال سيلاب هاي گسترده و وسيعي در استان هاي گيلان، مازندران، آذربايجان شرقي، و اصفهان جاري و ماحصل زندگي هزاران روستايي را نابود كرد و روستاهايي كه در مسير اين سيلاب قرار داشتند يكي پس از ديگري ويران و خانه ها خالي از سكنه و متروكه شدند. در اين سانحه با توجه به وسعت و گستردگي خسارت و انعكاس آن در كشور براي اولين بار نيروهاي ارتش به عنوان عوامل حكومت و با استفاده از نيرو و امكانات موجود به كمك آسيب ديدگان شتافتند و اولين استمداد ملي براي كمك به آسيب ديدگان در سطح كشور به كار گرفته شد. عمليات امدادي ارتش و استمداد انجام شده جرقه اي بود براي سازماندهي تشكيلاتي که سالها قبل قراردادهاي آن امضاء شده بود (دولت ايران در چهاردهم آذرماه 1253 معادل پنجم دسامبر 1874 ميلادي قرارداد ‍‍‍‍ژنو و در تاريخ 13 شهريور 1279 قوانين الحاقي را امضاء نمود).
اولين جلسه شير و خورشيد سابق در ششم مرداد ماه مصادف با عيد سعيد غدير خم سال 1302 با حضور نخست وزير و هيئت دولت وقت و تعدادي از افراد خيرخواه و نيكوكار تشكيل و رسماً فعاليت خود رادر چارچوب اهداف تعيين شده بين المللي آغاز نمود. عليرغم فلسفه شكل گيري جمعيت شير و خورشيد كه ضرورت ارائه كمك به آسيب ديدگان و سوانح بود، در طول حيات سه مرحله اي خود به دليل ضعف و كمبودهاي درماني در سطح كشور و به دليل حمايت هاي وسيع و گسترده هيئت حاکمه و حضور عوامل تراز اول کشور در هیأت سوئیس ،هیأت مدیره  و در رأس آن افراد خانواده سلطنتي و دربار همچنين صاحبان قدرت و نفوذ در استان ها و شهرستان ها، خدمات درماني و پزشكي و آموزش هاي درماني، پايه و اساس فعاليت هاي این جمعيت در سطح ملي و بين المللي قرار گرفت.
بيشترين امكانات و تجهيزات امدادي در قالب بيمارستان ها و درمانگاه هاي صحرايي تبلور يافت و عمليات امدادي متكي بر امكانات و تجهيزات و عوامل انساني نيروهاي مسلح بوده است.
 
3-2- ساختار و سازمان مديريت حوادث و سوانح (مديريت بحران) قبل از انقلاب اسلامي
تاقبل از پيروزي انقلاب اسلامي در كشور ساختار خاصي از مديريت سوانح در بخش هاي پيش بيني و پيش آگاهي، پيشگيري و كاهش اثرات  سوانح ، آمادگي ، مقابله و بازسازي وجود نداشت. فعاليت هاي مربوط به صورت پراكنده در برخي از قوانين سازمان ها پيش بيني شده بود، از جمله در برخي از مفاد قانون تشكيل ايالات و ولايت مصوب 17/9/1286  ، وزارت كشورمسئوليت داشته است تا در موقع طغيان رودخانه (سيل و طوفان)، با تمام امكانات براي حفظ نفوس و كمك و اعانه اقدام كند. در اين زمان به دليل توسعه نيافتگي شبكه راه ها وضعف سيستم ارتباطات، عملاً فعاليت موثري صورت نمي گرفته است. از اين رو مديريت حوادث احتمالي بيشتر محلي و متكي بر توان نيروهاي بومي بوده است، فقط جمعيت شير وخورشيد سرخ ايران مأمور و مسئول خدمات امدادي در پيش آمد حوادث و سوانح بوده و به محض وقوع حادثه بنابر وسعت دامنه و ضرورت، از طريق سازمان هاي امدادي متعلق به خود با تمام توان در رده هاي بخش، شهرستان، استان و كشور به كمك آسيب ديدگان مي پرداخته است.
در چنين شرايطي فرماندهي منطقه آسيب ديده به تناسب شدت و وسعت حادثه ها، ده روز اول حادثه بر عهده فرمانده زميني منطقه يا جانشين ايشان (ارشد نظاميان در منطقه شامل فرمانده پادگان يا ژاندارمري ) بود. در عين حال به منظور ارتباط و هماهنگي با ساير بخش ها و سازمان ها، ستاد هماهنگي خدمات امدادي؛ مركب از نمايندگان ارگان ها و سازمان هاي حكومتي، دولتي، عمومي، نظامي و انتظامي وجود داشته است. بديهي است در چنين شرايطي ميزان تلفات بالا و اطلاع رساني جريان حادثه ضعيف بوده است.
در نهم اردیبهشت ماه سال 1348 " قانون پیشگیری و مبارزه با خطرات سیل " مشتمل بر هشت ماده و پنج تبصره به تصویب مجلس شورای ملی وقت رسید. در ماده 1  این قانون وزارت کشورمکلف به انجام اقدامات لازم برای حفظ و اصلاح مسیل و سیل برگردان و کشیدن کانال فاضلاب و ... به منظور حفظ جان و مال مردم از خطرات سیل و تأمین بهداشت عمومی شده است. مسئولیت اجرای این قانون بر عهده وزارت کشور و شهرداریها نهاده شد .
در هیجدهم آذرماه 1337 "قانون تشکیل سازمان دفاع غیر نظامی کشور" به منظور حفظ جان و مال افراد کشور از تعرضات هوایی و حوادث طبیعی و سوانح غیر مترقبه و تقلیل اثرات آن و همچنین  تقویت روحی و ایجاد علایق و همکاری متقابل بین افراد در مواقع عادی و اضطراری تشکیل گردید. این سازمان وابسته به وزارت کشور و در شهرستان ها تحت نظر  مستقیم استاندار و فرماندار انجام وظیفه می نمود. وزارتین کشور و جنگ مأمور اجرای این قانون بوده اند.
در بیست و ششم اردیبهشت ماه 1351 "قانون اصلاح قانون سازمان دفاع غیر نظامی کشور" به تصویب مجلس شورای ملی وقت رسید و از تاریخ تصویب این قانون سازمان دفاع غیر نظامی کشور با کلیه دارائی و بودجه و کارکنان به نخست وزیری وابسته و سرپرست آن سمت "معاون نخست وزیر" را داشت.
مشكلات اصلي مديريت سوانح كشور در اين سال ها عبارتند از:
- نقص در ساختار وسازمان موجود
- نبود قوانين مناسب در مراحل مختلف مديريت سوانح
- عدم شفافيت در نقش ها، وظايف و مسئوليت ها
- نبود يا كمبود آمادگي در پاسخگويي به سوانح
- مشكلات هماهنگي مشاركت كنندگان در پاسخ به سوانح
ناگفته پيداست كه در چنين شرايطي اوضاع و احوال آسيب ديدگان از نظر دريافت كمك هاي امدادي، حمايت هاي درماني، بهداشتي- رواني نامناسب و ناچيز و وضعيت بازسازي پس از سانحه به مراتب بدتر از امداد رساني بوده است.
 
3-3- ساختار و سازمان مديريت حوادث و سوانح( مديريت بحران )بعدازپيروزي انقلاب اسلامي
به موازات تغيير و تحول در ساختار سازمان هاي اداري ايران، برنامه هاي مديريت حوادث و سوانح نيز دستخوش تغييرات عمده گرديد. نظر به اهميت امر سازماندهي و هماهنگي در مديريت حوادث و سوانح و همچنين لزوم مشاركت دستگاه ها، سازمان ها و نهادهاي مختلف در مراحل مختلف مديريت سوانح، دفتر ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه كشور تحت عنوان * ستاد ویژه امداد رسانی و باز سازی مناطق سیل زده در ساختار نخست وزيری سابق در سال 1365 تشکیل شد . تشكيلاتي كه با هماهنگي وزارت كشور در سطح ملي و استانداران، فرمانداران در سطح استاني و شهرستاني در بخش هاي مختلف مديريت به ويژه در امر پاسخگويي فعاليت مي نمود. با حذف پست نخست وزيري از ساختار دولت جمهوري اسلامي ايران و اداره امور دولت مستقيماً به وسيله رياست جمهوري، طبيعتاً دفتر ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه نيز مستقيماً از واحدهاي تحت امر رياست جمهوري قرار گرفت ولذا * در سال 1368  اداره کل حوادث غیر مترقبه در حوزه معاونت اجرائی رئیس جمهور تشکیل گردید.
 
** توضیحات 1 :
علاوه بر موارد ذکر شده در فوق ، اکثر وزارتخانه ها ، نیروهای نظامی و انتظامی و جمعیت هلال احمر ، طبق اساسنامه خود مسئولیتهایی در زمینه حوادث و سوانح غیر مترقبه داشته اند که مهمترین آن ها به قرار زیر است:
الف ) شهرداری ها بر اساس بند 14 ماده 55 قانون وظایف شهرداری مصوب 11/4/1334 وظیفه اتخاذ تدابیر موثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر سیل را برعهده داشته اند.
ب) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طبق ماده 10 اساسنامه خود مصوب 15/6/61 مجلس شورای اسلامی موظف به مشارکت در عملیات امدادی به هنگام بروز بلایا و حوادث می باشند.
ج ) واحد بسیج مستضعفین سپاه با توجه به ماده 35 اساسنامه سپاه پاسداران ، وظیفه کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط را دارا می باشد.
د ) وزارت نیرو بر اساس ماده 29 قانون توزیع عادلانه آب مصوب 16/12/61 نیز موظف به مهار سیلابها جهت تأمین آب مورد نیاز کشاورزان می باشد.
ه ) ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز طبق بند ج ماده 6 و بند د ماده 7 قانون ارتش مصوب سال 66 موظف است افراد و تجهیزات خود را در اجرای اصل 47 قانون اساسی و بنا به درخواست دولت و در حدی که به آمادگی رزمی آن آسیبی نرسد جهت کارهای امدادی در اختیار قرار دهد.
ه ) جمعیت هلال احمر به موجب بندهای 1 و 3 ماده 3 قانون اساسنامه آن جمعیت مصوب 8/2/68 مسئولیت ارائه خدمات امدادی در هنگام بروز بلایا و نیز برنامه ریزی و اقدام جهت آمادگی مقابله و آموزش عمومی و تربیت کادر امدادی و نیروی انسانی را بر عهده دارد.
 
با وقوع زلزله مخرب و جانگداز گیلان و زنجان در 31 خردادماه 1369 و به منظور انسجام بیشتر امور مدیریت بحران ، مسئولیت ستادحوادث و سوانح غیرمترقبه کشور حسب دستور ریاست جمهوری وقت و به استناد اصل 127 قانون اساسی ازنهاد ریاست جمهوری منتزع و در فرماندهی وزارت کشور قرار گرفت.
 بر اساس آئین نامه تشکیلات حوادث طبیعی و غیر مترقبه ، "شورای عالی پیشگیری و کاهش صدمات ناشی از حوادث غیرمترقبه و بازسازی مناطق آسیب دیده " به ریاست وزیر کشور و با عضویت 8 وزیر و روسای جمعیت هلال احمر و سازمان برنامه و بودجه تشکیل شد . دبیر خانه شورای عالی در وزارت کشور     ( دفتر مطالعات و هماهنگی امور ایمنی وبازسازی ) و در استان ها، شورای استان به ریاست استاندارتشکیل گردید.
شورای استان از دو ستاد شامل :
1- ستاد پیشگیری و بازسازی به ریاست معاون امور عمرانی استاندار
2- ستاد امداد و نجات به ریاست یکی از معاونین استاندار به انتخاب استاندار تشکیل می گردید.
در تاریخ نهم مرداد ماه سال 1370 ، " قانون تشکیل کمیته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی " به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در 20/5/1370 به دولت ابلاغ می شود . به موجب این قانون ، کمیته ملی به منظور مبادله اطلاعات ، مطالعه ، تحقیقات علمی و پیدا کردن راه کارهای منطقی جهت پیشگیری و کاهش اثرات بلایای طبیعی به ریاست وزیر کشور تشکیل گردید.
در جلسه مورخ 12 اردیبهشت سال 1372 هیأت وزیران آئین نامه اجرائی " قانون تشکیل کمیته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی " به تصویب رسید و بر اساس آن کمیته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی از یک کمیته هماهنگی و 9 کمیته  فرعی تحقیقاتی تخصصی تشکیل گردید . این 9 کمیته شامل : کمیته فرعی مقابله با خطرات ناشی از زلزله و لغزش لایه های زمین ، دفع آفات و امراض نباتی و سرمازدگی ، احیای مراتع و مقابله با خشکسالی ، پیشگیری از سیل و نوسانات آب دریا و طغیان رودخانه ، رفع آلودگی هوا ، مقابله با خطرات ناشی از طوفان ، امداد و نجات ، جبران خسارات و نهایتاً کمیته بهداشت و درمان بود . کمیته هماهنگی به مسئولیت وزارت کشور و مرکب از مسئولان کمیته های 9 گانه فوق بوده است.
در تاریخ 16 خرداد 1372 اختیارات اصل 127 قانون اساسی در مدت 72 ساعت از زمان بروز حادثه به استانداران توسط هیأت وزیران تفویض شد.
در تاریخ 17 فروردین 1379 ماده 44 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تهیه طرح جامع امداد و نجات توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و طبق مفاد این قانون ، جمعیت هلال احمر کشور موظف گردید طرح جامع امداد و نجات را با هماهنگی وزارت کشور و نیروی مقاومت بسیج تهیه و به تصویب هیأت وزیران برساند . در تبصره ذیل ماده 44 نیروی مقاومت بسیج به عضویت ستادهای حوادث غیرمترقبه در آمد.
در جلسه مورخ 17 فروردین سال 1382 هیأت وزیران "طرح جامع امداد ونجات کشور" بنا به پیشنهاد جمعیت هلال احمر به تصویب رسید . به استناد ماده 5 این طرح " ستاد حوادث و سوانح غیرمترقبه کشور " به منظور سیاستگذاری کلی ، برنامه ریزی ملی و نظارت عالیه بر امر مدیریت بحران کشور به ریاست وزیر کشور و 20 عضو دیگرتشکیل گردید . ضمن اینکه ستادهای  استانی و شهرستانی نیز به ریاست استانداران و فرمانداران تشکیل گردید .
همچنین کارگروه ملی آمادگی و کارگروه های آمادگی استان ها نیز به منظور مدیریت و پیگیری مجموعه اقدامات آمادگی زیر نظر ستاد به ریاست معاون هماهنگی امور عمرانی وزیر کشور و معاونین عمرانی استانها تشکیل گردید.
کارگروه آمادگی شامل 23 کارگروه تخصصی می باشد که 12 کارگروه تخصصی عملیاتی ، 6 کارگروه پیشگیری و مدیریت مخاطرات و 5 کارگروه آموزشی را شامل می شود.
آئین نامه های اجرائی و دستورالعملهای مربوط به طرح جامع امداد و نجات در دست تهیه بود که قبل از تکمیل ، تصویب و اجرائی شدن آن ، زلزله مخرب و جانگداز بم در دیماه سال 82 به وقوع پیوست ، در مدیریت بحران زلزله بم با اراده و عزم ملی وکمک های بین المللی عملیات قابل قبولی ارائه شد ، لیکن به دنبال بازدیدهای سرزده مقام معظم رهبری از مناطق زلزله زده بم ، با عنایت به وجود مشکلات در هماهنگی ، نارسائی و دوباره کاری ها ضرورت بازنگری در طرح جامع امداد ونجات احساس شد.
در جلسه 7 تیر 1383 هیأت وزیران به استناد اصول 134 و 138 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به منظور هماهنگی اجرائی کلیه دستگاه ها اعمال مدیریت عالی موثر بحران در هنگام وقوع حوادث و سوانح غیرمترقبه " آئین نامه ستاد پیشگیری و مدیریت بحران در حوادث طبیعی و سوانح غیرمترقبه " را به تصویب رساند .
ریاست این ستاد بر عهده معاون اول رئیس جمهور بوده و وزرای کشور ، مسکن ، دفاع ، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ، روسای هلال احمر ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و صداوسیما و دو نفر متخصص به انتخاب رئیس ، اعضای اصلی می باشند .
نکته اصلی در این آئین نامه لازم الاجرا بودن تصمیمات ستاد برای دستگاه های تحت پوشش قوای سه گانه از جمله دستگاه های تحت نظر مقام معظم رهبری و نیرو های مسلح با عنایت به اذن فرماندهی کل قوا در تاریخ 31/3/83 می باشد .
*  قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور:  اصولاً  مدیریت بهینه بحران و خطرپذیری  مستلزم شناخت پتانسیل خطرات احتمالی در کشور است و توسعه پایدار و کاهش خطر پذیری نیز جز با برنامه ریزی های هدفمند ، واقعی و فرابخشی دراز مدت (و البته هماهنگ ) تحقق نمی یابد .
یکی از اصلی ترین حلقه های مفقوده در هدایت کلیدی فعالیت های کشور و هماهنگی در خصوص مدیریت بحران ، عدم وجود یک سازمان مستقل ، مسئول و پاسخگو در این زمینه بوده است . وزارت کشور با درک این واقعیت و با انجام کار کارشناسی فراوان نهایتاً لایحه تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور را تهیه و جهت ارائه به مجلس شورای اسلامی تقدیم هیأت وزیران نمود .
قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور طبق اصل 85 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که در جلسه بیست و پنجم دیماه 1386 مجلس با اجرای آزمایشی آن به مدت 5 سال موافقت شده است .
بر اساس مفاد این قانون شورای عالی مدیریت بحران کشور به ریاست رئیس جمهور به منظور هماهنگی فعالیت های دستگاه ها و نهاد های وابسته به قوای سه گانه ، نیروهای مسلح و کلیه نهادها و دستگاه های تحت نظر مقام معظم رهبری ، ( با عنایت به تفویض اختیار معظم له ) و تصویب مقررات و ضوابط حاکم بر مدیریت بحران کشور ، تشکیل گردد.
همچنین سازمان مدیریت بحران کشور بعنوان یک سازمان وابسته  به وزارت کشور به منظور ایجاد مدیریت یکپارچه در امر سیاستگذاری ، برنامه ریزی ، ایجاد هماهنگی و انسجام در زمینه های اجرائی و پژوهشی ، اطلاع رسانی متمرکز و نظارت بر مراحل مختلف مدیران بحران و ساماندهی و بازسازی مناطق آسیب دیده تشکیل گردید.
 
**توضیحات2 :
 از سال 1383 تاکنون اقدامات مهم دیگری نیز در ارتباط با حوادث و سوانح غیرمترقبه به انجام رسیده که مهم ترین آنها به قرار زیر می باشند .
الف- لایحه تشکیل صندوق بیمه حوادث طبیعی در تاریخ بیست و پنجم خرداد ماه 1383 توسط بیمه مرکزی ایران جهت طرح در کمیسیون اقتصادی هیأت دولت پیشنهاد شده و در جلسه مورخ 11 اردیبهشت 1384 هیأت وزیران  کلیات آن به تصویب رسیده است .
ب- تعداد زیادی از مواد و تبصره ها ی قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور مصوب یازدهم شهریور ماه 83 مرتبط با امورحوادثی همچون مقاوم سازی ساختمان ها ، کاهش نقاط حادثه خیزی جاده ای ، برنامه های اجرائی مدیریت خشکسالی ، مصرف بهینه آب ، بیمه محصولات کشاورزی  ( پوشش حداقل 50 درصدی تا پایان برنامه ) ، احیای بافت های فرسوده شهری و روستایی ، استاندارد کردن مصالح ، ارائه کمک های فنی و اعتباری برای بهسازی ، جلوگیری از آلودگی و تخریب سواحل و پیشگیری از بیماری های واگیر ، مقابله و کاهش اثرات حوادث طبیعی و بحران های پیچیده می باشد .
ج- آئین نامه اجرائی ماده 10 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در تاریخ 1/3/1384 در هیأت وزیران به استناد ماده 10 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت – مصوب 1380 به تصویب رسید و در این آئین نامه نحوه هزینه کرد و توزیع اعتبارات مربوط به حوادث شرح داده شده است.
د- سیاست های کلی مصوب مقام معظم رهبری در خصوص " پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیرمترقبه " که در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است در 25 آذر ماه 1384 پس از تأیید مقام معظم رهبری از طریق دفترمعظم له به سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت اقدام ابلاغ شد .
 در ماده 3 این سیاستها بر ایجاد مدیریت واحد ، با تعیین رئیس جمهور برای آمادگی دائمی و اقدام موثر و فرماندهی در دوره بحران تأکید شده که می توان این امر را زمینه ساز تصویب قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور دانست .
ه - در اجلاس مورخ اول نوامبر 2006 ( 5 آذر ماه 85 ) وزرای کشور عضو اکو که در تهران برگزار گردید با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران جهت ایجاد یک مرکز منطقه ای در ایران برای مدیریت بلایای طبیعی موافقت نمودند در این اجلاس همچنین تأسیس صندوق امانی بلایای طبیعی به منظور امداد رسانی و جلوگیری احتمالی از این بلایا پیشنهاد شد.
و- اصلاحیه آئین نامه اجرائی ماده 10 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در جلسه چهارم خرداد ماه 1386 هیأت وزیران به تصویب رسیده است .در این اصلاحیه مقرر گردیده پرداخت هزینه های صدور پروانه های مسکونی و تجاری خسارت دیده در مناطق شهری از محل اعتبارات حوادث غیر مترقبه پرداخت گردد. ضمن اینکه سقف کمک بلاعوض و تسهیلات بازسازی نیز تغییر یافته است.
 
امید است در پرتو عنایات حضرت حق با ارتقاء جایگاه تشکیلاتی سازمان مدیریت بحران کشور در سطح ملی و استانی و با همت تمامی مدیران و برنامه ریزان و تصمیم گیران کشور و همچنین با بکارگیری تجارب حاصل از مدیریت بحران های گذشته ، دستیابی به اهداف مورد نظر میسر گردد.    انشا ا...  

  منبع : پورتال مدیریت بحران خراسان رضوی

نقش مدیریت دانش درمدیریت بحران

نویسنده : مهدی وکیلی پور

چکیده:

امروزه همه سازمانهایی که در کاهش و یا جلوگیری از بحران ها نقش دارند، اذعان دارند با پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات دیگر قادر نیستند از روش های سنتی در مقابل بحرانها موفق باشند بلکه اجرای مراحل مدیریت بحران کاهش، آمادگی، پاسخ، بازگشت و بازسازی نیازمند داشتن دانش متناسب با هر اقدامی می باشد و دانشی از بکارگیری بهترین نحوه از مجموع اطلاعات موجود می باشد.
رویکرد مدیریت دانش با تلفیق فناوری مداری و انسان مداری این امکان را به ما می دهد که بتوانیم در مواجهه با بحرانها موثرتر و کارآمدتر مدیریت کنیم. اینکه چقدر می توان با اجرای فرآیندهای مدیریت دانش در انجام بهتر فرآیند مدیریت بحران نقش ایفا کند موضوع بررسی این مقاله می باشد که سعی شده است به نقش مدیریت دانش در مدیریت بحران - هر دو از موضوعات جدید در دهه های اخیر می باشد- پرداخته و راهکارهای عملی آن را ارائه نمائیم.

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

صفحه آموزش الکترونیکی مدیریت سوانح و بحران شهرداری شهر تهران

یکی از سازمان های موفق مدیریت بحران در ایران  ، سازمان پیشگیری و  مدیریت بحران شهر تهران می باشد 

از لینک زیر می توانید به مطالب آموزشی بسیار خوب این سایت استفاده نمایید.

صفحه آموزش

با تشکر از دست اندر کاران این سایت

کودکان در بحرانها

بحرانها گروهای مختلف سنی را به اشکال مختلف تحت تاثیر قرار می دهند.  کودکان به دلیل شرایط خاصی که از نظر رشد فیزیکی و عقلانی دارند از بحرانها آسیب پذیر تر هستند.  کودکان حتی اگر از بحرانها دچار آسیب فیزیکی هم نشوند ممکن است از نظر روحی و روانی و زندگی آینده دچار مشکلات جدی گردند.  از همین رو لازم است والدین، سرپرستان و دست اندرکاران مدیریت بحران هنگام وقوع بحرانها توجهات ویژه ای به مسایل کودکان داشته باشند.    

واکنش کودکان به بحرانها نیز یکسان نیست. آنها به نسبت سن، میزان بلوغ فکری، شرایط اجتماعی، میزان آسیب دیدگی از بحران، جنسیت، تجربه و شخصیتشان رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند.  مطالعات نسبتا خوبی در دنیا در این خصوص انجام شده اند ولی مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر لزوما نمی توانند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی و تصمیم گیری  در یک کشور باشند.  از این رو بهتر است در هر کشور مطالعات خاص خود صورت پذیرند تا بتوان سیاست گذاری های دقیق تری در این مورد داشت.

kids

 در این میان نهادهای اجتماعی و علمی که در این زمینه ها فعالیت می نمایند نیز مسئولیت آگاهی رسانی و آموزش عمومی بر عهده دارند. غرض از این مقدمه مربوط می شود به پیامی که روز گذشته یعنی ۲۱ جولای و یک روز بعد از کشتار به اصطلاح بتمن در شهر آرورای ایالت کلورداو از سوی انجمن انسانی آمریکا (American Humane Association) در رابطه با کودکان و این بحران دریافت کردم و فکر کردم ذکر آن در این مجله می تواند آموزنده باشد.  همانطور که می بینید این پیام آموزشی اولا از طرف یک انجمن علمی و حرفه ای به مردم داده می شود، دوما نشان می دهد که باید به کودکان توجه خاصی در شرایط بحرانی داشت و سوما چه راهکارهایی را باید برای کاهش اثرات بحران بر کودکان در چنین وقایعی بکار برد.

ادامه نوشته

فساد و مدیریت بحران

حوزه مدیریت بحران همانند بسیاری از حوزه های فعالیتی بشری از فساد و سوء استفاده بخصوص سوء استفاده های مالی در امان نیست. این مساله به ویژه بعد از وقوع بحرانها و در عرصه های امداد رسانی و باز سازی به دلیل شرایط خاص و نیازهای جامعه آسیب دیده بیشترظاهر می شود. متاسفانه فقط در برخی موارد این فسادها آشکار شده و به رسانه ها درز می کنند. این پدیده ناخوشایند می تواند تاثیرات منفی زیادی بر روند مدیریت بحران و فعالیتهای مربوط به آن داشته باشد. علیرغم اهمیت این مساله و علیرغم آنکه همیشه بعد از بحرانها شایعه فسادهای مختلف از جمله فسادهای مالی وجود داشته اند ولی این مساله کمتر موضوع تحقیقات و بررسی های علمی قرار داشته است. اگر چه سازمانهای بین المللی مانند سازمان بین المللی شفاف سازی (Transparency International) و بانک جهانی به مساله فساد در کشورهای مختلف و پروژه های توسعه آنها توجه داشته اند ولی فساد در مدیریت بحران و کمک رسانی به آسیب دیدگان بعد از بحرانها کمتر مورد توجه آنها قرار داشته است. در سطح جهانی، با آنکه گزارشاتی در زمینه فسادهای مالی در کمک رسانی بعد از بحرانها از دهه های قبل وجود داشته اند، ولی سونامی آسیا در سال 2004 و فسادهای مالی رخ داده بعد از آن نقطه شروع توجه جهانی به این مساله شد. مسایل فساد اخلاقی و مالی قبل از آن در جریان بحرانهای ناشی از جنگهای داخلی در رواندا (به صورت سوء استفاده های جنسی از کودکان و زنان در قبال اعطاء کمکها) و اشغال عراق (برنامه نفت در برابر غذا) به سطح رسانه ها کشیده شده بودند. فسادهای مالی رخ داده بعد از طوفان کاترینا در آمریکا هم نشان داد که این پدیده منحصر به کشورهای درحال توسعه و فقیر نبوده و گریبانگیر کشورهای توسعه یافته نیز می باشد. در جریان سونامی آسیا مساله فساد در مدیریت بحران به نقطه قابل توجه رسید و سازمانهای بین المللی را مجبور به انجام بررسی ها و ارایه گزارشهایی در این زمینه نمود.

 

از نظر سازمان شفاف سازی بین المللی "فساد عبارت است از سوء استفاده از قدرت اعطآ شده برای کسب منافع خصوصی". شرایط بحرانی متاسفانه وضعیتهایی را ایجاد می نمایند که زمینه های سوء استفاده برای افراد سوء استفاده کننده فراهم می شوند. این وضعیتها عبارتند از : 1) نیاز به واکنش سریع برای نجات افراد و کاهش خسارات و امداد رسانی بعد از بحرانها که باعث می شوند کنترل ها و مراقبتهای شرایط عادی کنار گذاشته شوند و در فقدان این کنترلها فرصت سوء استفاده و فساد برای عده ای بوجود می آید. 2) در برخی از موارد بحرانها باعث می شوند که زیر ساختهای قانونی یک کشور از بین بروند و به نوبه خود شرایطی را بوجود می آورند که زمینه های فساد فراهم می شوند.  3) سیستم مدیریت بحرانها معمولا به صورتی است که مدیران و افراد کلیدی دائما در حال تغییر بوده و افرادی که در سمتهای مدیریتی قرار می گیرند به دلیل شرایط سخت مناطق بحران زده و یا اینکه این افراد وظایف معمول مدیریتی خود را نیز دارند دائما عوض می شوند. این باعث عدم ثبات مدیریتی و عدم آشنایی مدیران با محیط و شرایط آن شده و به نوبه خود زمینه های سوء استفاده و فساد را فراهم می آورد.

نتایج بررسی های انجام شده در این زمینه نشان می دهند که:

1) احتمالا ریشه کن کردن کامل فساد در مدیریت بحرانها امری ممکن نیست. آنچه مهم است تلاش برای محدود کردن آن تا حد ممکن است.

2) برنامه های مدیریت بحران تا کنون توجهی به این پدیده نداشته اند. بهتر است برنامه ریزان و مدیران بحران این مساله را در برنامه های خود مورد توجه قرار داده و اقدامات لازم برای پیشگیری از فساد ها را در برنامه ها وارد نمایند.

3) افراد فعال در مدیریت بحران و مردم آسیب دیده از بحرانها غالبا کانالهای شفاف و از پیش تعیین شده برای گزارش کردن فسادها در هنگام بحرانها را در اختیار ندارند. بهتر است ساز و کارهای مشخصی در این زمینه به وجود آیند.

4) سازمانهای مدیریت بحران لازم است تعریف یکسانی از فساد داشته باشند. برخی صرفا بر فسادهای مالی تمرکز دارند در حالی که برخی دیگر فقط فسادهای اخلاقی را مد نظر قرار می دهند.

5) در مواردی ارتباط بین سازمانهای مرکزی دخیل در مدیریت بحران و امداد رسانی و نیروهای عملیاتی شان بسیار ضعیف است. سیاستها و برنامه هایی که ممکن است توسط سازمانهای مرکزی برای کنترل فساد در نظر گرفته شده باشند ممکن است به خوبی در محل وقوع بحرانها اجرا نشوند.

6) در عرصه های فعالیتی دیگر اقدامات زیادی برای مقابله با فساد صورت گرفته اند  که می توان از تجربیات آنها در زمینه مبارزه با فساد در مدیریت بحران استفاده نمود.

7) مبارزه با فساد در فعالیتهای مدیریت بحران نباید منجر به کاهش کارایی و سرعت در کمک رسانی و فعالیتهای مربوطه بشوند.

8) سازمانهای درگیر در بحرانها و مدیریت آن باید حساسیتهای لازم را نسبت به مساله فساد داشته باشند و تلاش نمایند تا برای حفظ سلامت عملکرد و اعتبار خود مانع از بروز این پدیده شوند.

این مطلب چکیده ای از مقاله زیر می باشد.

Daniel Maxwell ; Sarah Bailey; Paul Harvey; Peter Walker; Cheyanne SharbatkeChurch; Kevin Savage, "Preventing corruption in humanitarian assistance: perceptions, gaps and challenges, Disasters (January 2012), 36 (1), pg. 140-160.

برگرفته از وبلاگ : مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح  - آقاي دكتر عسگري

خود امدادي و ديگر امدادي رواني در سوانح

جهت مشاهده و مطالعه مطلب لينك زير را  اجرا نماييد

خود امدادي و ديگر امدادي رواني در سوانح

تهيه و تنظيم :‌اقدس كافي  ،‌كارشناس روانشناسي

شاخص کمکهای بشردوستانه پس از بحرانها

موسسه دارا (DARA) که یک موسسه غیر دولتی است اخیرا شاخص کمکهای بشردوستانه پس از بحرانها را برای سال 2010 تهیه و منتشر کرده است. هدف این موسسه افزایش کیفیت و کارایی کمکهای ارایه شده به مردم آسیب دیده پس از بحرانها می باشد. این شاخص به دنبال روشن کردن پاسخ 5 سوال و محور اساسی در این زمینه است که عبارتند از:

محور 1- آیا کمکهای ارایه شده در راستای نیازهای جمعیت آسیب دیده و یا به دنبال منافع سیاسی، استراتژیک و غیره می باشند؟

محور 2- آیا کمکهای ارایه شده منجر به تقویت ظرفیتهای محلی و پیشگیری از بحرانهای بعدی در بلند مدت می شوند و با خیر؟

محور 3- آیا سیاستها و عملکرد کشورهای کمک دهنده به بهبود و تسهیل فعالیت سازمانهای بشردوستانه کمک می کنند؟

محور 4- آیا کشورهای ارایه کننده کمکها قوانین بین المللی موجود در این زمینه را راعات کرده و دسترسی لازم برای بهبود کمک رسانی به مردم غیر نظامی آسیب دیده را فراهم می نمایند؟

محور 5- آیا کشورهای کمک کننده در حسابرسی، پاسخگویی و یادگیری در اقدامات بشر دوستانه مشارکت می کنند؟

گزارش سال 2010 بر اساس مدارک و مستندات مربوط به کمکهای انسان دوستانه صورت گرفته در سال 2009 در 14 کشور افغانستان، آفریقای مرکزی، کلمبیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، اندونزی، فلسطین اشغالی، پاکستان، فیلیپین، سومالی، سری لانکا، سودان، یمن و زیمباوه می باشد. این کشورها در مجموع بیش از 60 درصد کمکهای بشر دوستانه را در این سال دریافت نمودند.  

روش کار به این ترتیب است که تهیه کنندگان شاخص در سال 2009 تا 2010 با بیش از 475 نفر از نمایندگان کلیدی سازمانهای امدادگر در 14 کشور متاثر شده از بحرانها مصاحبه کرده اند. تهیه کنندگان شاخص همچنین با نمایندگان 75 سازمان کمک دهنده مصاحبه کرده اند.

خلاصه یافته ها:

این گزارش نشان می دهد که دولتهای کمک کننده پیشرفتهایی هر چند کند در زمینه انجام تعهدات و رعایت اصول کمکهای بشر دوستانه داشته اند. با این حال نتایج نشان می دهد که تعدادی از دولتها همچنان منافع سیاسی و غیره را در اعطای کمکها دنبال می نمایند.  در عین حال تعدادی از کشورهای دریافت کننده کمک نیز به گونه ای رفتار کرده اند تا از بحرانها و کمکهای اعطا شده در جهت اهداف و منافع داخلی خود استفاده نمایند.  اینها باعث شده اند تا توانایی و کارایی سازمانهای کمک رسان در مناطق آسیب دیده کاهش یابد.  بالاخره اینکه این شاخصها نشان می دهند که پاسخگویی دولتهای کمک دهنده در برابر مردمی که به آنها کمک می شود نیز باید بهبود داده شود.

مهمترین یافته های گزارش سال 2010 عبارتند از:

1. افزایش روند سیاسی سازی اعطای کمکهای بشر دوستانه به معنای آن است که میلیونها نفر کمکهای مورد نیازشان را دریافت نمی کنند.

دولتهای کمک کننده باید مطمئن شوند که کمکها بر اساس نیازهای مردم و نه بر اساس اهداف سیاسی، اقتصادی و نظلمی اولویت بندی و تحصیص داده می شوند. 

2.  استمرار شکاف موجود در حفاظت از جمعیت غیر نظامی و فقدان دسترسی امن به معنای آن است که مردم آسیب دیده همچنان در معرض خطرات و تهدیدات هستند.  کشورهای کمک کننده باید حفاظت از غیر نظامیان را در اولویت قرار دهند و امکان دسترسی سازمانهای امداد رسان به مردم آسیب دیده را فراهم کنند.

3. فقدان تعهد سیاسی و سرمایه گذاری در زمینه پیشگیری و آمادگی در برابر بحرانها منجر به افزایش اثرات و پیامدهای بحرانهای آتی خواهد شد.  دولتهای کمک کننده باید منابع بیشتری را صرف پیشگیری و کاهش خطرات بنمایند.

4. پیشرفت کند در زمینه اصلاح سیستم کمک رسانی به معنای آن است که کمکها از کارایی و تاثیر گذاری لازم برخوردار نیستند. کشورهای اعطا کننده کمکها باید با یکدیگر و سایر فعالان در این زمینه بخصوص مقامات محلی و اجتماعی در کشورهای آسیب پذیر همکاری کرده تا اصلاحات لازم در سیستمهای کمک رسانی و کارایی آنها را سرعت بخشند.

5. دولتهای اهدا کننده کمکها کلا در زمینه شفافیت کمکها و پاسخگویی به مردم آسیب دیده از بحرانها بسیار ضعیف هستند.  دولتهای کمک کننده باید شفافیت خود در زمینه کمکهای انسان دوستانه را افزایش داده و در مقابل مردم آسیب دیده پاسخگو باشند تا کارایی کمک هایشان افزایش یابد.

رتبه بندی کشورهای از نظر کمکها

کشورهای اعطا کننده کمکها بر اساس معیار رعایت قوانین بین المللی در اعطای کمکها را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

گروه اول: سطح بالا (دانمارک، فنلاند، لوکزامبورگ، هلند، نیوزلند، نروژ، سوئد).

گروه دوم: سطح متوسط (استرالیا، کانادا، کمیسیون اروپا، آلمان، ایرلند، انگلستان، و آمریکا).

گروه سوم: سطح پایین (اطریش، بلژیک، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، پرتغال و اسپانیا)

چالشها و مسایل

مهمترین چالشها و مسایلی  که این گزارش به آنها اشاره کرده است عبارتند از:

  • سیاسی کردن و ابزاری شدن کمکها
  • از بین رفتن اصل بی طرفی در کمکها
  • دسترسی به مردم آسیب دیده و حفاظت از آنها
  • عدم توجه به نیارها در توزیع کمکها
  • عدم ارتباط ککها با اقدامات پیشگیرانه و آماده سازی در برابر بحرانها
  • عدم انعطاف پذیری و زمان بندی کمکها
  • عدم حمایت کافی از اصلاحات مورد نیاز در سیستم اعطای کمکهای بشر دوستانه و فقدان پاسخگویی
  • عدم یادگیری از اقدامات گذشته

گزارش کامل این شاخص را می توانید از سایت زیر به دست آورید:

http://daraint.org/humanitarian-response-index/humanitarian-response-index-2010

منبع :  مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

آنچه از سيل بايد بدانيم!!!

بلاياي طبيعي همواره كره زمين را تحت تأثير قرار داده وسبب وارد آمدن آسيب به مردم نظير جراحت، بيمـاري سـوء تغذيه، فشار هاي روحي ـ رواني ومرگ مي شوند . زلزله و سيل به عنوان مهمترين بلاياي طبيعي دركـشور مـا مطـرح هـستند وآنچه كه از اين بلايا فاجعه مي سازد عدم آگاهي براي مقابله با عواقب آن وپيشگيري از تـأثير سـوء وقـايع طبيعـي بـر اركـان تندرستي - اقتصادي و محيطي است .

کلمه «سیل» بمعانی طغیان کردن آب، زیر آب رفتن گستره‌ای از زمین و طوفانی شدن می‌باشد. اصولا بزرگی سیلها و تکرار آنها در طول زمان تابع شدت بارندگی ، نفوذپذیری زمین و وضع توپوگرافی منطقه است.

باران شديد، ذوب برفها، تغيير بستر رودخانه‌ها و تخريب سدها و آب‌بندها، از جمله عواملي هستند كه ممكن است باعث بروز سيل گردند.

شهر سازیها و حذف گیاهان باعث کاهش مقدار آب نفوذی و افزایش آب سطحی می‌شود. حجم زیاد آب از یک طرف بر بزرگی طغیان می‌افزاید و از طرفی با افزایش فرسایش ، رسوباتی به وجود می‌آورد که با برجای گذاشتن آنها ظرفیت بستر اصلی رود کاهش می‌یابد. موارد پیش معمولاً تاثیر تدریجی دارند، ولی سیلهای ناگهانی و فاجعه آمیز اغلب بر اثر تخریب سدها و بندها ، ایجاد می‌شوند.

ادامه مطلب را بخوانيد

منبع: دفتر بازسازي و حوادث غير مترقبه استانداري خراسان رضوي

ادامه نوشته

آيا مي دانستيد؟

آيا مي دانستيد در جهان...؟؟؟
بيش از 20 درصد حوادث طبيعي جهان به توفان و سيل، 13 درصد به زلزله  و ده درصد نيز به بقيه حوادث اختصاص مي يابد    
طي دو دهه گذشته در جهان بيش از 3 ميليون نفر بر اثر بلاياي طبيعي جان خود را از دست داده اند و بيش از يك ميليارد نفر تحت تاثير اين حوادث قرار گرفته اند
در مدت 25 سال درجهان 1358 سيل مهم مهم رخ داده كه % 13/5 از كل حوادث دنيا را در برگرفته وآسيب ديـدگان از سـيل بالغ بر 1/56 ميليارد نفر بوده كه ب ه عبارتي از هر پنج نفر از ساكنين كره زمين يك نفر از سيل آسيب ديده است
در جهان به طور متوسط  در هر سال از هر 100 نفر حدودا 3 نفر از آسيب هاي طبيعي آسيب ديده و از هر 100 هزار نفر حدودا 3 نفر در اثر بلاياي طبيعي جان خود را از دست داده اند
طي دو دهه گذشته در جهان شدت بلاياي طبيعي چهار برابر، جان باختگان از حوادث طبيعي هفت برابر، آسيب ديدگان پنج برابر،  و خسارت هاي مالي سي و هشت برابر شده است
9 كشور از قاره آسيا جز ده كشور دنيا هستند كه در آنها بيشترين مرگ و مير در اثر حوادث طبيعي رخ مي دهد  
آيا مي دانستيد در ايران ...؟؟؟

از سال ‌١٣٥٧ بدون احتساب کشته شدگان زلزله طبس، ‌١٠٠ هزار نفر بر اثر سوانح طبیعی در کشور کشته شده‌اند.همچنين بر اثر اين حوادث طبيعي تا كنون بيش از 200 هزار منزل مسكوني نيز كاملا تخريب گشته اند

   

وقوع سیل در ایران، سالانه یک تریلیون و 500 میلیارد ریال خسارت وارد می کند. تلفات جانی سیل در دهه های گذشته قابل توجه بوده و سالانه به طور متوسط افزون بر 50 نفر کشته در سیل های معمولی و در سیل های بزرگ تا 500 نفر نیز ثبت شده است

   
در ايران گرچه در بسياري از نقاط بارندگي كم است اما در بيشتر مناطق ممكن است 60 درصد بارندگي ساليانه در يك شبانه روز رخ دهد. همين عامل به همراه شيب‎هاي تند كوهستاني البرز و زاگرس – كه شهرهاي ما را در دامنه خود جاي داده‎اند – باعث شده است كه بروز سيل يكي از نگراني‎هاي عده – تقريباً در تمام فصول سال – باشد.
سيل در ايران به دليل ويژگي‎هاي زمين‎شناسي و تخريب‎هاي زيست‎ محيطي بسيار آلوده بوده و گل و لاي زيادي به همراه دارد. به همين دليل نيز اغلب سيلاب‎ها در ايران، خسارات زيادي وارد مي‎كنند. سيل روزانه 200 ميليون تومان زبان به اقتصاد ملي وارد مي‎سازد.
طبق يكي از گزارشهاي طرح ملي آمادگي و كنترل سوانح طبيعي كشور ايران در 25 سال گذشته با 967 سيل روبرو بوده كه از اين ميان 117 سيل بسيار مهم و با خسارات و تلفات فراوان همراه بوده است.
طي اين سالها به طور متوسط با 39 سيل در سال، 916 ميليارد و 200 ميليون تومان به كشور خسارت وارد شده است كه متوسط خسارت سالانه 36 ميليارد و 600 ميليون تومان بوده است. طي 25 سال گذشته (از 1351 تا 1375) 5/42 ميليون نفر از جمعيت كشور تحت تأثير سيل بوده‎اند. طي اين مدت دو ميليون و 892 هزار و 400 نفر بي‎خانمان شده و سالانه به طور متوسط 500 واحد مسكوني ويران و يا آسيب ديه است. در گزارش ديگري از ستاد حوادث غير مترقبه كشور آمده است كه فقط در سال 1370 در كشور 61 سيل و 27 زلزله رخ داده است.
 ايران ششمين كشور بلاخيز دنياست و از مجموع كليه شهرهاي كشورمان فقط 3 درصد در نواحي كم خطر قرار دارند    
از 43 مورد حوادث غير مترقبه ممكن در كل جهان حدودا 32 مورد آن در كشورمان ايران تجربه شده است كه شايع ترين اين حوادث به ترتيب عبارتند از  :  زلزله - سيل - خشكسالي و آفات محصولات كشاورزي-دامي
سالانه 1700 تا 2000 حادثه در ايران ثبت مي شودكه به طور ميانگين يعني 4 تا 5 حادثه در روز  كه در كل سالانه بين 5 تا 10 هزار ميليارد تومان از اين بابت به كشورمان خسارت وارد مي شود كه اين رقم معادل 10 تا 20 درصد بودجه عمومي كشور  و 50 تا 70 درصد بودجه عمراني كشور مي باشد
به طور متوسط در هر روز 10 نفر بر اثر بلاياي طبيعي در ايران جان خود را از دست مي دهند
آيا مي دانستيد 70 درصد كشور ايران در معرض خطر زلزله و 50 درصد آن در معرض خطر سيل  و در مجموع 90 درصد جمعيت كشور در معرض خطرات ناشي از سيل و زلزله قرار دارند
سالانه حدود 1000 زلزله در ايران رخ مي دهد كه متوسط خسارت اين زلزله ها هزار ميليارد تومان مي باشد  و به طور متوسط 240 مورد آن بالاي چهار ريشتر است
80 درصد خاك ايران با خطر بالاي زلزله  و 16 درصد با خطر متوسط  و 4 درصد با خطر نسبي پايين مواجه هستند
آيا مي دانستيد در استان خراسان رضوي ... ؟؟؟
وقوع 24 فقره زلزله با شدت بيش از 6 درجه در مقياس ريشتر در استان خراسان رضوي در طول تاريخ(8 فقره در نيشابور-5 فقره در قوچان-3 فقره تربت جام-2 فقره  كاشمر و 2 فقره در مشهد و 2 فقره ديگر نيز در سبزوار و نهايتا 1 فقره در هر يك از شهرستانهاي تربت حيدريه و گناباد    
شديدترين زلزله تاريخ استان در نيشابور با 7.6 ريشتر در سال 784 شمسي رخ داد    
بيست و يك گسل مهم و فعال در استان خراسان رضوي وجود دارد    
65 درصد از مساحت استان در خطر نسبي بالا و 35 درصد در خطر نسبي متوسط از لحاظ زلزله خيزي قرار دارد    
توفان تركيبي از پديده اي فشار ، ابر ، بارندگي ، باد و غيره را در بر گرفته و توسط رادار قابل شناسايي است    
توفان در مقياس هاي : تورنادو ، توفان ، رعدوبرق ، توفان گرد و خاك و مانند آن ظاهر مي شود    
در هنگام طوفان گرد و خاك ارتباطات راديويي دچار اختلال مي شوند و همچنين اين نوع طوفانها باعث افزايش دماي هوا مي شوند    
بنا بر پژوهشي ، توفان خراسان رضوي به علت حضور سامانه هاي چرخندي است كه از شمال عربستان منشآ مي گيرد و همچنان كه به طرف شرق حركت مي كند ، از خليج فارس كسب رطوبت مي نمايد كه در بعضي از مناطق علاوه بر توفان هاي شديد خاك ، رگبارهاي پراكنده اي همراه با رعد و برق نيز ايجاد مي نمايد    
حدود سه چهارم توفان هاي استان در فصل گرم و يك چهارم نيز در فصل سرد رخ مي دهد    
عمده توفان ها در تمام طول سال از ساعت 12 به بعد شكل مي گيرد    
در جنوب استان ، اوج توفان ها در فصل بهار و در شمال استان در تابستان اتفاق مي افتد    
شهرستان هاي : سرخس ، سبزوار ، نيشابور ، گناباد ، رشتخوار و خواف كانون هاي بحراني فرسايش بادي و در نتيجه ، مناطق توفان خيز در استان به شمار مي آيند    
در سال 89-1388 تعداد 17 حادثه سيل ، 2 طوفان ، 2 تگرگ ، 30 آتش سوزي ، 4 زلزله بالاي 3.5 ريشتر ، 2 حادثه هواپيمايي ، 3 حادثه ريلي  و يك حادثه انفجار لوله گاز  در سطح استان اتفاق افتاده اند.    
متأسفانه 19 تن از شهروندان استان در سال 89-1388 بر اثر وقوع سيل جان باختند كه اين آمار 95 درصد تلفات ناشي از حوادث غيرمترقبه طبيعي در استان را به خود اختصاص داد

منبع:
دفتر بازسازي و حوادث غير مترقبه استانداري خراسان رضوي

تمركز در اطلاع‌رساني جزء اصول اساسي مديريت بحران است

معاون وزير راه‌ با تأكيد بر اينكه يكي از شروط اصلي مديريت در زمان بحران اطلاع‌رساني به صورت متمركز است، گفت: طبق آيين‌نامه اجرايي سازمان مديريت بحران وزارت كشور، زمان بروز حادثه در راستاي جلوگيري از عدم انتشار اخبار ضد‌و‌نقيض، بايد تنها يك نفر سخنگو و پاسخگو به رسانه‌ها باشد.
احمد مجيدي در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در پاسخ به اين سؤال كه به چه دليل پس از برزو سانحه هوايي بوئينگ ايران‌اير در اروميه، هيچ يك از مسئولان اصلي صنعت هوايي كشور و مديرعامل شركت هواپيمايي مربوطه، گفت‌و‌‌گويي با رسانه‌ها در اين‌باره نداشتند؟ اظهار داشت: طبق تأكيد وزير راه و ترابري اطلاع‌رساني در رابطه با سانحه بوئينگ 727 ايران‌اير بايد تنها توسط اينجانب به عنوان معاون مديريت بحران وزارت راه و ترابري انجام مي‌شد كه اين امر فقط در راستاي اطلاع‌رساني دقيق، شفاف و متمركز اجرا شد.
وي ادامه داد: طبق مقررات و آيين‌نامه اجرايي سازمان مديريت بحران وزارت كشور، زماني كه حادثه‌اي رخ مي‌دهد و بحراني در كشور ايجاد مي‌شود، لازم است در راستاي جلوگيري از پراكنده‌گويي و عدم انتشار اخبار ضد‌و‌نقيض، تنها يك نفر سخنگوي آن حادثه و پاسخگو به رسانه‌ها باشد، بدين ترتيب يك نفر تمامي اطلاعات را به دست مي‌آورد و آن را شفاف و دقيق در اختيار رسانه‌‌ها قرار مي‌دهد.
معاون وزير راه و ترابري اضافه كرد: همچنين طبق مقررات و آيين‌نامه اجرايي سازمان مديريت بحران وزارت كشور، در هر استاني كه حادثه‌‌هايي نظير سانحه هوايي، سيل، زلزله و از اين قبيل رخ دهد، تنها استاندار و يا شخصي كه وي به عنوان جانشين خود تعيين مي‌كند، مي‌تواند به اطلاع‌رساني درباره بحران منطقه خود معاون مديريت بحران وزارت راه و ترابري با اشاره به اينكه در جريان سانحه هوايي اخير هر اطلاعاتي كه اينجانب در مورد حادثه كسب مي‌كردم، تنها از طريق استاندار اروميه بود، گفـت: اين امر موجب مي‌شود اطلاع‌رساني به مردم كافي، دقيق و كامل باشد و مردم با اخبار ضد‌و‌نقيض مواجه نباشند.
مجيدي با اشاره به اينكه تمركز در اطلاع‌رساني جزو اصول اصلي مديريت بحران است، خاطرنشان كرد:‌ اگر حادثه‌اي در هر استاني رخ دهد، تنها استاندار آن استان پس از كسب اطلاعات از مديران بهداشت و درمان، پزشكي قانوني، امداد و نجات، هلال احمر و از اين قبيل، اطلاع‌رساني دقيق انجام مي‌دهد و آنچه به نتيجه نهايي مي‌رسد را بيان مي‌‌كند.
‌معاون مديريت بحران وزارت راه و ترابري تصريح كرد: در راستاي تأكيد‌هاي وزير راه و ترابري مبني بر اطلاع‌رساني دقيق، اينجانب در سانحه اخير و يا سانحه هوايي‌ 24 تير‌ماه سال گذشته، اخبار را از مسئولان سازمان هواپيمايي كشوري و يا مسئولان شركت هواپيمايي مربوطه كسب مي‌كردم و در اختيار سرانه‌ها قرار مي‌دادم.
معاون امور دولت در وزارت راه و ترابري با تأكيد بر اينكه يكي از شروط اصلي مديريت در زمان بحران اطلاع‌رساني به صورت متمركز است، تصريح كرد: رسانه‌ها نيز اين امر را بپذيرند؛ در سانحه هوايي اخير اطلاع‌رساني كاملأ شفاف و دقيق صورت گرفت و هر موردي توسط اينجانب به طور كامل بيان و كوچك‌ترين موضوعات نيز به رسانه‌ها اعلام شد.
مجيدي خاطرنشان كرد: اگر مورد خاصي نيز كماكان در اين‌باره بيان نشده بدان دليل است كه اطلاعات كافي در اين مورد كسب نشده است اما رسانه‌ها بدانند در صورت كسب هرگونه اطلاع دقيق در مورد سانحه هوايي اخير، اخبار به صورت شفاف اعلام مي‌شود.
معاون امور دولت در وزارت راه و ترابري تصريح كرد: وزير راه و ترابري اينجانب را به عنوان پاسخگوي اصلي مديريت بحران در زمان بروز سانحه بوئينگ هما معرفي كرده است.
به گزارش فارس برخي از رسانه‌ها پس از بروز سانحه هوايي اخير اعلام كرده بودند كه وزير راه و ترابري، مدير‌عامل هما و رييس سازمان هواپيمايي كشوري نيز بايد در مورد اين سانحه از طريق رسانه‌ها اطلاع‌رساني كنند.

* وزير بر اساس اطلاعات اوليه تعداد تلفات سانحه را عنوان كرده بود

معاون وزير راه و ترابري با اشاره به انتشار برخي اخبار از قول وزير راه و ترابري مبني بر اينكه وي اعلام كرده است كه "تعداد تلفات در سانحه هوايي اخير پايين بوده است "، گفت:‌ تجربيات ‌نشان مي‌دهد كه تمامي هواپيماهايي كه به اين شكل دچار سانحه شده‌اند، قطعا با انفجار مواجه مي‌شوند و وقتي هواپيما منفجر شده است، قطعا تعداد تلفات انساني بسيار زياد خواهد بود؛ اما وقتي اين اطلاع حاصل شد كه هواپيما منفجر نشده است و در همان لحظات اول تعدادي از مجروحان خود از هواپيما بيرون آمدند، وزير راه و ترابري چنين برداشتي داشته‌اند كه ممكن است تعداد جان‌باختگان اين سانحه پايين باشد بنابراين ايشان نيز به خبرنگاران اعلام كردند كه قطعأ تعداد تلفات زياد نيست.
مجيدي ادامه داد: اما هرچه زمان بيشتر مي‌گذشت و مسئولان سازمان مديريت بحران استان آذربايجان غربي بيشتر به عمق حادثه پي مي‌بردند و با نفوذ بيشتر به درون هواپيما متوجه مي‌شدند كه تعداد جانباختگان اين سانحه هر لحظه افزايش مي‌يابد، اطلاعات و آمار در اين‌باره تا صبح تغيير مي‌يافت؛ بنابراين وزير راه و ترابري در لحظات اوليه وقوع اين سانحه و با توجه به شنيده‌ها اعلام كرده بود كه تعداد تلفات انساني اين سانحه زياد نيست.
معاون امور دولت در وزارت راه و ترابري خاطرنشان كرد: به همين منظور است كه هميشه تلاش مي‌كنيم اطلاعاتي دقيق در مواقع مختلف پس از وقوع سانحه كسب و در اختيار رسانه‌ها قرار گيرد.‌


خبرگزاري فارس

چگونه در مقابل آلودگي هوا از خود مراقبت کنيم؟

آلودگي هوا يکي از مهمترين معضلات عمده بهداشتي در شهرهاي بزرگ است، اين معضل سالانه موجب از بين رفتن 8 ميليون سال عمر در جهان مي‌شود
هر ساله با آغاز سرد شدن هوا، افزايش آلودگي به خصوص در شهرهاي بزرگ به موضوعي مهم تبديل مي‌شود، عوارض ناشي از افزايش آلاينده‌ها بر سلامت مردم، اهميت توجه به اين مشکل را بيشتر مي‌کند.
آلودگي هوا عموما سه گروه از افراد جامعه را بيشتر تهديد مي‌کند؛ گروه اول افرادي هستند که ارگانيسم هاي داخل بدن آنها به طور کامل رشد نکرده است مانند: کودکان. گروده دوم افرادي که ارگانيسم‌هاي داخل بدن آنها فرسوده شده باشد مانند: کهنسالان و گروه سوم شامل افرادي است که ارگانيسم‌هاي داخل بدن آنها دچار مشکل است، مانند: بيماران قلبي، تنفسي.

حفاظت با آلودگي هوا
در روزهايي که اخبار و راديو تلويزيون و روزنامه‌ها هوا را در شرايط بحراني اعلام مي‌کنند اين خبر به شما کمک مي‌کند که خود را از آلودگي هوا محافظت کنيد . AQI ( يا شاخص کيفيت هوا ) يک شاخص براي گزارش کيفيت هواي روزانه است. AQI با اندازه گيري آلاينده‌هايي چون ازن، منواکسيد کربن، دي اکسيد گوگرد ودي اکسيد نيتروژن و گرد و غبار ( ذرات معلق 10-Pm ) محاسبه مي‌شود.
وضعيت شاخص استاندارد آلودگي(PS.I)
-پاک 50-0
-سالم 100-50
-ناسالم 200-100
-بسيار ناسالم 300-200
-خطرناک بالاتر از 300

عوارض و بيماري‌هاي ناشي از آلاينده‌هاي هوا
هر يک از آلاينده‌هاي عمده هوا مي‌توانند موجب نا خوشي‌ها و يا تشديد بيماري‌هاي افراد شوند که در ذيل به اين ناخوشي‌ها اشاره شده است:
-مونواکسيد کربن: کاهش دقت بينايي، کاهش توان کاري، عدم قابليت يادگيري، ايجاد صدمات مغزي، اغماء و مرگ در غلظت‌هاي زياد.
-دي اکسيدگوگرد: سوزش چشم، سرفه شديد، نارسايي‌هاي تنفسي کاهش قدرت دفاعي دستگاه تنفسي ريه‌ها ،تشديد بيماري قلبي و ريوي
-دي اکسيدنيتروژن:سرفه شديد، تنگي نفس (کم شدن عمق تنفس) سوزش در ريه، کاهش ميزان مقاومت سيستم تنفسي در مقابل بيماري‌هايي مانند آنفولانزا.
-ازن: تحريک دستگاه تنفسي، در غلظت زياد باعث خونريزي و تورم ريه‌ها مي‌شود.

براي کاهش مضرات آلودگي هوا، لبنيات مصرف کنيد
در شرايط آلودگي هوا براي کاهش صدمات به دستگاه تنفسي و التهاب دستگاه گوارش ناشي از اين آلودگي، مصرف شير و لبنيات را افزايش دهيد.
مصرف شير و فرآورده‌هاي آن سبب نرم شدن مخاط تنفسي فوقاني، مري و معده مي‌شود. از سوي ديگر به دليل وجود ترکيبات مناسب براي رشد و نمو باکتري‌هاي مفيد که عمل دفع ادرار و مدفوع و مواد آلاينده را تنظيم مي‌کنند التهابات و بيماري‌هاي دستگاه گوارش را کاهش مي‌دهد. کاهش التهاب‌ها در مقابله با نقش راديکال‌هاي آزاد که به صورت آلاينده‌ها وارد بدن شده‌اند، نقش موثري داشته به سلامت بدن کمک مي‌کند.
به اعتقاد متخصصان تغذيه، مصرف دوغ و ماست‌هاي "پروبيوتيک" براي مقابله با آلاينده‌هاي هوا انتخاب بهتري به شمار مي‌روند، آلاينده‌هاي موجود شامل ترکيبات مختلفي است که از طريق هواي تنفسي وارد بدن شده، آثار مخرب آن روي بافت‌هاي بدن، دستگاه تنفسي و قلب و عروق برجاي مانده در طولاني مدت ابتلا به پوکي استخوان را تشديد مي‌کند.
از سوي ديگر در زمان آلودگي هوا، جذب ويتامين "د" از طريق پوست به شدت کاهش مي‌يابد. به همين دليل در شهرهاي بزرگ که معمولا هواي آلوده دارند، کمبود ويتامين "د" از شيوع بالايي برخوردار است.

منبع : .شبکه ايران

مدیریت تجمعات در مدیریت بحران قسمت اول

منبع: مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح
دكتر علي عسگري

هر ساله تعداد قابل توجهی از مردم در سراسر دنیا در اثر بحرانهایی که به نوعی با تجمعات مختلف انسانها در ارتباط هستند از بین می روند. هر گاه تجمع زیادی از انسانها به هر دلیلی گرد هم می آیند مساله ایمنی و امنیت باید مورد توجه جدی قرار گیرد و برنامه ریزان این گونه تجمعات نباید هر گونه احتمال حادثه بزرگ را نادیده و کم اهمیت جلوه دهند. برخی از این حوادث ممکن است به دلیل بروز یک حادثه اولیه مانند زلزله، آتش سوزی و مانند آنها صورت پذیرند وای تعداد زیادی از این حوادث ناشی از رفتارهای افراد در تجمعات می باشد. حادثه کشته شدن نزدیک به 400 نفر در جشنواره آب در کامبوج که این هفته به وقوع پیوست نمونه ای از این نوع حوادث است. با ورود حجم عظیمی از مردم به پل متحرکی که در منطقه برگزاری جشن بود پل شروع به تکان خوردن می کند و افرادی فریاد می زنند که پل در حال خراب شدن است و بنابر این مردم با وحشت در صدد فرار از روی پل می افتند. هجوم جمعیت برای فرار و ترس و وحشت ایجاد شده باعث کشته شدن تعداد زیادی از افراد می گردد.  این اتفاق که به نوبه خود بحرانی انسان ساز است در نتیجه عدم آگاهی مردم مردم شرکت کننده و عدم وجود مدیریت تجمع اتفاق افتاده است. بنابراین برای پیشگیری از وقوع این نوع بحرانها مدیریت ایمنی تجمعات باید در دستور کار همه کسانی که به نوعی با برنامه ریزی تجمعات اعم از موردی و منظم دارند قرار داشته باشد.

شناخت رفتار مردم در تجمعات نقش بسیار اساسی در مدیریت موفقیت آمیز تجمعات از نظر ایمنی دارد. فرار (flight) رفتار طبیعی انسانها به هنگام ترس از یک خطر واقعی و یا ذهنی است. ترس (panic) زمانی شکل می گیرد که افراد نسبت به امکان فرار مایوس باشند. در تجمعات هر دوی این موارد ممکن است اتفاق بیافتند. در تجمعات همچنین ممکن است با پدیده هجوم (craze) مواجه شویم و زمانی رخ می دهد که افراد زیادی برای رسیدن به مکان جاذب و یا با شی جاذب با هم رقابت می کنند. این مساله عمدتا مواقعی است که افراد در حالت وارد شدن قرار دارند. فرار و ترس در مواقعی رخ می دهد که افراد در حال خروج قرار دارند. در بسیاری از موارد عدم اطلاعات و آگاهی، اطلاعات غلط و یا درک غیر واقعی منجر به بروز حوادث ناگوار در تجمعات می شوند. در تجمعات رفتار و درک افراد تحت تاثیر رفتار و درک افراد پیرامون قرار می گیرد. 

در بسیاری از بحرانهایی که در تجمعات مردمی ایجاد شده است تمرکز جمعیت در فضا به نقطه تجمع بحرانی (critical crowd densities) رسیده است. این نقطه بحرانی زمانی است که فضای موجود برای هر نفر به کمتر از 50 سانتیمتر مربع می رسد. اصولا برای افرادی که در حال پیاده روی هستند حداقل باید 2.3 متر مربع فضا برای هر نفر در نظر گرفته شود.  زمانیکه فضای سرانه به نزدیک و کمتر از یک متر مربع می رسد حرکت به کندی صورت خواهد گرفت. در تراکم 50 سانتیمتر مربع برای هر نفر ظرفیت فضا به حداکثر خود می رسد و امکان تحرک افراد بسیار محدود می شود. در فضای کمتر از 30 سانتیمتر مربع برای هر فرد افراد ناخواسته به یکدیگر فشار خواهند آورد. در فضای سرانه 20 سانتیمتر مربع به ازای هر فرد شاهد نیروهای خطرناک تجمع و فشارهای روانی ناشی از آن خواهیم بود.   

مهمترین سوالاتی که در این خصوصمطرح هستند عبارتند از:

  1. آیا مکان در نظر گرفته شده برای تجمع مکان مناسبی است و ایمنی لازم را برای جمعیت مورد انتطار دارد؟ آیا مطالعات و بررسی های لازم برای شناسایی مخاطرات احتمالی مکان مورد نظر انجام شده اند؟
  2. آیا مکان در نظر گرفته شده دسترسی مناسب برای ورود و خروج تعداد زیادی نیروهای امدادگر و آتش نشانی و پلیس در صورت لزوم دارد؟ نیروهای امداد برای کمک رسانی حتی الامکان باید مسیرهای دسترسی ویژه داشته و نباید از همان مسیری که مردم شرکت کننده تردد می نمایند عبور نمایند.
  3. آیا در مکان در نظر گرفته شده امکان کمک رسانی در مکان وجود دارد. به عبارتی نیروهای امداد گر می توانند وسایل و تجهیزات خود را تخلیه و به مصدومین کمک نمایند؟
  4. آیا جاده های دسترسی به محل برگزاری تجمع در شرایط بحرانی در دسترس خواهند بود؟
  5. آیا فضای خالی کافی برای عقبگرد مردم در صورت نیاز وجود دارد؟
  6. آیا ماهیت مراسم به گونه ای است که ممکن است زمینه های بحران را فراهم آورد؟ این مساله ممکن است بخاطر حضور افراد خاص با ویژگی های رفتاری خاص (جوانان، گروههای مذهبی و غیره) و یا فیزیکی خاص (مانند سالمندان و یا بچه ها) باشد. 
  7. چه سازمانی مسئول تامین ایمنی مردم شرکت کننده است؟ نحوه برخورد نیروهای مسئول امنیت تجمع با کسانی که مقررات را رعایت نمی کنند باید چگونه باشد؟
  8. در صورت نیاز به نیروهای کمکی بیشتر برای تامین امنیت شرکت کنندگان این نیروها از کجا باید تامین شوند؟
  9. آیا وسایل و تجهیزات سنگین و امداد ونجات در صورت بروز حادثه ای بزرگ در دسترس هستند؟
  10. آیا امکان امداد رسانی هوایی در صورت نیاز وجود دارد؟

در قسمت دوم این مطلب برخی راهکارهای مدیریت تجمع را ارایه خواهیم کرد.

راه درست استخدام و مدیریت داوطلبان در مدیریت بحران

در شرایطی که وضعیت اقتصادی مناسب نیست و هزینه نیروی انسانی بالا است استفاده از نیروهای داوطلب گزینه مناسبی است.  اگر داوطلبان به درستی مدیریت شوند می توانند اطلاعات و نتایج بسیار ارزشمندی برای سازمان مدیریت بحران داشته باشند.  اگر چه بکارگیری داوطلبان نیازمند هزینه های آموزشی اولیه است، ولی این سرمایه گذاری ها به سرعت توسط نتایج حاصل از بکارگیری نیروهای داوطلب به سازمانها بر می گردند.   

منبع : مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

ادامه نوشته

آنچه مدیران بحران باید در مورد تحقیقات مدیریت بحران بدانند

ما دانش و معلومات زیادی در مورد نحوه برخورد و واکنش مردم نسبت به بحرانها و بلایا داریم. در طول 50 سال گذشته دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی نتایج مطالعات تحقیقی و دقیق زیادی را منتشر کرده اند. در مورد این تحقیقات دو مساله مهم و جالب توجه وجود دارد. یکی مساله تعمیم دادن و دیگری مساله دیدگاه و چشم انداز است:

1. تعمیم دادن

در عین حال که بحرانها وقایع منحصر به فرد هستند، اما مانند همه پدیده های دیگر برخی ویژگی های مشترک دارند. در طول سالهای گذشته مطالعات و تحقیقات زیادی در مورد برداشتهای غلط از بحرانها و بلایا صورت گرفته اند. به عنوان مثال اغلب ما اکنون می دانیم که واکنش مردم به هشدارها به صورت ترس و وحشت نیست.  بر عکس انکار کردن و باور نکردن واکنشی است که غالب مردم در برابر هشدارها انجام می دهند.  همچنین مردمی که دور و بر مناطق آسیب دیده از بحرانهای مختلف جمع می شوند اغلب اقدام به کمک و  امداد و نجات می کنند و کمتر کسی دست به غارت اموال می زند.  اما استثناء هایی هم وجود دارند.  با انجام تجزیه و تحلیل های دقیقتر محققان به محدودیتهایی در تعمیم نتایج خود رسیده اند. با تکمیل تحقیقات آتی این محدودیتها با ظرایف بیشتری آشکار می شوند. تا آن زمان لازم است مدیران بحران نسبت به تعمیم نتایج تحقیقات به شهر و یا محدوده عمل خود با تعمق و دقت بیشتری عمل کنند. سه مثال زیر را در نظر بگیرید:

واکنشها نسبت به هشدارها- به دنبال خروج قطارها از ریل که به انتشار مواد سمی می انجامند الگوهای انکار و تاخیر کمی تغییر می کنند.  در این موارد "تخلیه بیش از اندازه" بجای رعایت استانداردهای معمول رخ می دهد.

تخلیه در شرایط اضطراری- تحقیقات نشان می دهند که خانواده ها مناطق آسیب دیده را به صورت یک واحد اجتماعی ترک می کنند. اما هنگام طوفان کاترینا خیلی از خانواده ها تصمیم گرفتند که موقتا به صورت پراکنده باشند. در حقیقت تحقیقات انجام شده پس از این بحران نشان داده اند که حدود دو سوم خانواده ها که منطقه را ترک کردند حداقل یک نفر را به خاطر تعهدات کاری پشت سر گذاشتند.  اغلب اعضای خانواده هم که جا  ماندند از مردها، طبقات کم درآمد، سیاه پوستان، و افراد خیلی مذهبی بودند.

داوطلبان- رفتارهای انسان دوستانه و کمک کننده در کلیه مراحل واکنش و مقابله با بحران مشاهده می شوند. برخی از داوطلبان متعلق به سازمانها هستند در حالیکه برخی دیگر بطور خود جوش وارد عمل می شوند.  حتی در میان طبقات کم درآمد نیز افراد زیادی وجود دارند که اقدام به ارایه کمکها و خدمات داوطلبانه می کنند. متاسفانه داده های تحقیقاتی نشان می دهند که فعالیتهای دواطلبانه محدود به گروههای درآمدی خاصی می شود. بنابر این اگر تعداد افراد در طبقات کم درآمد افزایش یابند انتظار می رود که ما شاهد کاهش این نوع کمکها باشیم.  این یکی از راههایی است که می تواند تاب آوری اجتماعی را کاهش دهد. 

2. دیدگاه و چشم انداز

 در طول سالهای گذشته حرفه "مدیریت بحران" از لابلای تعداد زیادی عناوین و برنامه های شغلی و سازمانی مختلف ظهور کرده است. این را به خوبی می توان از طریق تغییرات متوالی در نام سازمانهای متولی این امر مشاهده نمود. این روند در آینده هم ادامه خواهد داشت.  این مساله در مورد سایر رشته ها و مشاغل جدید و نحوه پیدایش آنها نیز وجود داشته است. اخیرا تعدادی از محققان و اندیشمندان دیدگاهها و چشم انداز های جدیدی را برای حرفه مدیریت بحران ارایه داده اند. مهمترین دیدگاهها در این زمینه عبارتند از:

دیدگاه استراتژیک: مدیریت بحران باید تصویر کلی (Big Picture) را درک نماید. بحرانها باید در چهارچوب خاص خود مورد توجه قرار گیرند. توزیع ریسک پدیده ای تصافی نیست. بنابر این کسانی که به دنبال تغییر در سیاستها هستند باید فرایندهای تاریخی که برخی از مردم را در خطر بیشتر نسبت به دیگران قرار داده اند را  به خوبی درک کنند.

مسایل و مشکلات اجتماعی غیر معمول – بحرانها در بهترین مفهوم سازی نوعی مشکل اجتماعی غیر معمول و غیر روتین هستند. زمانی که این چهارچوب اعمال شود، نتایج حاصل از تئوریهای مشکلات اجتماعی، ظرفیت مدیران بحران در فهم بهتر جوامع خود را تقویت می نماید. همانند سایر مسایل و مشکلات اجتماعی مانند فقر و یا جرم و جنایت، راه حل های اصلاحی نمی توانند بر روی استراتژی هایی که هدفشان صرفا تغییر درمردم کم اطلاع و یا کم هوش است متمرکز شوند.  بر عکس، مدیران بحران به عنوان ماموران تغییرات اجتماعی باید بر اساس قواعد طبیعی و معمول عمل کنند.

3. نتیجه

بطور خلاصه اینکه، مدیران بحران باید چشم انداز و دیدگاه استراتژیک و یا راهبردی تری از حرفه شان را بکار بگیرند.  این چشم انداز و دیدگاه باید به علل ریشه ای بحرانها توجه نمایند. دوران باند پیچی بر روی زخمها به سر آمده است. حرفه مدیریت بحران همانند جامعه ای که آنها به آن خدمت می نمایند مستحق توجه بیشتر است.

 منبع: این مطالب خلاصه ای است از مطلبی که به همین عنوان به انگلیسی در بولتن آگوست 2010  انجمن بین المللی مدیران بحران توسط توماس درابک (Thomas E. Drabek) استاد مشهور دانشگاه دنور نوشته شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389توسط دکتر علی عسگری 
منبع : مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

بحران موج گرما

گرما و سرمای بیش از حد (Extreme Temperatures ) هر دو می توانند موجبات بحران و بلایا شوند. در سالهای اخیر پدیده گرمای بیش از حد از طریق گرمازدگی افراد موجبات مرگ و میر تعداد قابل توجهی از افراد در کشورهای مختلف از جمله کشورهای پیشرفته را سبب شده است.  در سال 2003 بیش از 50 هزار نفر در اروپا بخاطر گزمازدگی ناشی از موج گرمایی تلف شدند. بررسی بر روی افرادی که بر اثر این بحران تلف شدند نشان می دهد که همانند بسیاری از بحرانهای دیگر ریشه در آسیب پذیری افراد و اجتماع و عدم تطبیق و انعطاف پذیری سیستمهای انسانی دارد. به عنوان مثال تحقیقاتی که بر روی بیش از 1200 تلفات انسانی این بحران در پاریی انجام شده است نشان می دهد که بیش از 80 درصد از این افراد را افراد سالخورده، و باقی را افراد بی خانمان و یا معتاد و یا دارای بیماری های مزمن تشکیل می داده اند. البته ریشه این تلفات را باید در عدم تطبیق سیستمهای انسانی با تغییرات آب و هوایی و عدم وجود مدیریت بحران مناسب برای این پدیده نیز ذکر کرد. مطالعات نشان می دهند که اغلب این افراد در ساختمانهای بلند که دارای سیستمهای تهویه و خنک کنندگی مناسب نبوده و دور از دسترس همسایگان و مردم زندگی می کرده اند. با کمی تغییر و با اندکی سرمایه گذاری اجتماعی امکان کاهش اثرات این بحرانها وجود دارد.  اقداماتی که بعد از این بحران در کشورهای توسعه یافته معمول تر گردید. در این مطلب کوتاه برخی از مهمترین برنامه ها و اقدامات ساده ای که می توانند آسیبها و تلفات ناشی ار این پدیده را کاهش دهند را معرفی می نماییم. شاید با بکار گیری آنها توسط افراد و سازمانها در این ایام گرم بتوان جان افرادی تعداد قابل توجهی از افراد را حفظ نمود.


موج گرما به دوره ای نسبتا طولانی گرمای بیش از حد معمول گفته می شود که غالبا با رطوبت بالا همراه است.  موج گرما معمولا با شاخص گرما (heat index) که میزان گرمایی که بعد از در نظر گرفتن رطوبت احساس می شود اندازه گیری می شود.  اگر افراد در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار داشته باشند شاخص گرما به میزان 15 درجه اضافه می شود.  گرما زدگی عمدتا زمانی که انسان در هوای گرم و مرطوب کار و فعالیت کرده و آب بدنش تبخیر گردد رخ می دهد. این مساله باعث آن می شود که خون در پوست جریان بیشتری پیدا کرده و در میزان خون کمتری به بخشهای مهم بئن برس. اگر به سرعت مورد توجه قرار نگیرد این مساله که باعث افزایش درجه حرارات بدن می شود می تواند جان فرد را مورد تهدید قرار دهد.  افراد ممکن است دچار نوعی سکته ناشی از گرما زدگی شوند. در این شرایط سیستم خنک کننده بدن که از طریق عرق کردن کارش را انجام می دهد از کار می افتد.  در این شرایط حرارت بدن تا اندازه ای افزایش می یابد که موجب سکته مغزی می گردد.

بنابر این افراد و سازمانها باید قبل از آنکه موج گرما شروع شود اقداماتی را برای مهار این بحران انجام دهند.  برخی از اقداماتی که برای آمادگی باید انجام شوند عبارتند از:

  • نصب خنک کننده های موقت از طریق پنجره ها در مواردی که ساختمانها به خنک کننده های مرکزی مجهز نیستند
  • چک کردن کانالهای سیستمهای خنک کننده
  • استفاده از لوازم منعکس کننده نور (مانند فویل های آلومینیوم)  که بین پنجره ها و پرده ها استفاده می شود به گونه ای که موجب انعکاس نور آفتاب به بیرون ساختمان شود.

 

اگر هوا به شدت گرم شده است می توانید اقدامات زیر را انجام داده تا از اثرات گرما بکاهید:

  • تا آنجا که می توانید در منزل بمانید و از قرار گرفتن در معرض خورشید بپرهیزید.
  • اگر مجهز به لوازم خنک کننده نیستسد حتی الامکان در طبقات پایینی ساختمان بمانید.
  • سعی کنید در ساعات گرم روز اگر امکان دارد به ساختمانهای عمومی که دارای سیستم خنک کننده هستند بروید.
  • غذای سبک ولی مرتب میل نماید. از استفاده از قرص نمک خودداری نمایید مگر آنکه پزشک شما اجازه مصرف آن را داده باشد.
  • اگر سالم آب زیاد بنوشید. افرادی که به دلایل بیماری های خاص امکان نوشیدن آب زیاد ندارند باید با دکتر خود تماس داشته باشند.
  • از لباسهای گشاد، سبک و رنگهای روشن برای پوشش استفاده نمایید.
  • در هوای آزاد حتی الامکان سر و صورت خود را با کلاه و یا شال بپوشانید.
  • با دوستان، همسایگان و اقوام خود بخصوص سالمندان و آنهایی که منزلشان  تنها هستند و دارای سیستم خنک کننده نیستند در تماس باشید.
  • هرگز اطفال را در وسایل نقلیه تنها نگذارید.
  • از کار سخت در مقاطع گرم روز حدا خودداری نمایید و در صورت لزوم بر تعداد استراحتها بیافزایید.

منبع: مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح


كتاب «مديريت بحران و رسانه‌ها» رونمايي مي‌شود

به همت فرهنگسراي رسانه و سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها (سمت)، كتاب «مديريت بحران و رسانه‌ها» تأليف فريدون وردي‌نژاد (عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و سفير اسبق ايران در چين) و شهلا بهرامي رشتياني رونمايي مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي رسانه، درادامه سلسله جلسات رونمايي كتاب تحت عنوان زرين قلم، كتاب «مديريت بحران و رسانه‌ها» با حضور آقاي فرهنگي چهره ماندگار علمي ايران در سال 1384و پدر علم مديريت رسانه، رونمايي خواهد شد.
اين كتاب كه به تازگي توسط سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت) انتشار يافته، مشتمل بر پنج فصل است؛ در فصل اول، به چگونگي شكل‌گيري رفتار انسان با توجه به تعاملات محيطي پرداخته شده و ضمن بررسي عوامل مؤثر در رفتار، تأثير حضور رسانه‌ها و تغييرات رفتاري مورد كنكاش قرار گرفته است.
در فصل دوم اين كتاب، به هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي بحران پرداخته شده است.
فصل سوم كتاب نيز به مديريت بحران اختصاص يافته و در آن مراحل مختلف مديريت بحران از پيش‌بيني بحران تا عمليات اجرايي و ارزيابي و تعيين برنامه‌هاي جديد توضيح داده شده است.
فصل چهارم كتاب «مديريت بحران و رسانه‌ها»، به ارتباطات بحران به عنوان بخش اصلي در مديريت بحران اختصاص دارد و فصل پنجم مبناي تأثير و كاركردهاي رسانه در جوامع با تكيه به انواع نظام رسانه‌اي، نقش‌هاي رسانه‌اي، رويكردهاي رسانه‌اي و شيوه‌هاي حضور در عرصه‌هاي گوناگون به عنوان بستري براي شناخت تأثير عملكرد رسانه در شرايط بحران مورد بحث قرار گرفته است.
اين نشست روز سه شنبه اول تيرماه ساعت 16 در فرهنگسراي رسانه واقع در ميدان وليعصر(عج) ، ابتداي بلوار كشاورز، جنب پايگاه انتقال خون پلاك 28 برگزار مي‌شود و حضور براي كليه علاقه‌مندان آزاد است.
خبرگزاري فارس
 

بحران آب- شاخص ریسک امنیت آب (Water Security Risk Index)

یکی از پیامدهای مهم تغییرات آب و هوایی و دغدغه های سالهای اخیر مساله بحران های ناشی از کمبود آب است که از هم اکنون ظواهر و آثار آن در حال نمود می باشند. موسسه میپلکرافت در هفته جاری شاخص ریسک امنیت آب را برای کشورهای جهان منتشر نمود.  بر اساس اسن شاخص دو کشور بزرگ اسلامی پاکستان و مصر در صدر کشورهایی قرار دارند که دارای بالاترین ریسک امنیت آبی می باشند.  این گزارش که بر اساس داده های 165 کشور جهان تهیه شده است عرضه آب آشامیدنی تمیز و شیرین به مردم و بنگاههای اقتصادی در کشورهای مختلف را مورد توجه قرار داده است.  در این شاخص 10 کشور دارای بالاترین خطر امنیت آبی می باشند/  این ده کشور عبارتند از: سومالی، موریتانی، سودان، نیجر، عراق، ازبکستان، پاکستان، مصر، ترکمنستان، سوریه.

این شاخص بر اساس معیارهای زیر تهیه شده است:

1.دسترسی به آب آسامیدنی سالم و بهداشتی

2.موجودی منابع آب تجدید شونده  و وابستگی به عرضه آب از بیرون

3.رابطه بین آب در دسترس و عرضه و تقاضای آب

4.وابستگی اقتصاد کشور به آب

آب

بر اساس این گزارش کشورهایی مانند پاکستان، مصر و ازبکستان از مدتها قبل در حال تجربه تنشهای فرامرزی به دلیل منابع محدود آب بوده اند.  علاوه بر این، به دلیل گرمایش زمین و تحولات آب و هوایی کمبود آب فشار بیشتری را بر این کشورها وارد خواهد ساخت و ثبات آنها را مورد تهدید قرار خواهد داد.  با توجه به اینکه این کشورها بالاترین نرخهای رشد جمعیت را نیز دارا می باشند کمبود آب و بالا بودن ریسک امنیت آبی می تواند مساله ای مهم در سیاست گذاری این کشورها و سازمانهای بین المللی باشد.  هر سه این کشوره هم اکنون با کشورهای همسایه خود درگیریهایی دارند که ارتباط بیسار نزدیکی با منابع آب دارد.  درگیری پاکستان و هند بر سر کشمیر تا حد زیادی بر منابع آب متمرکز است.  روابط مصر و اتیوپی بر سر ساخت سد گیبه 3 که توسط اتیوپی بر روی رود نیل در حال ساخت است دچار تنش است و ازبکستان از طرح های ساخت سد توسط تاجیکستان و قرقیزستان نگران است.  کمبود آب می تواند امنیت و ثبات در مناطق مختلف جهان را بر هم زند.  

انتظار می رود که تغییرات آب و هوایی بحرانها و درگیریها بر سر منابع آب در دهه های آینده را تشدید نماید.  بر اساس ین نقشه ها و شاخص ها کشورهای خاورمیانه و جمهوری های تازه استقلال یافته از شوروی سابق (بجز گرجستان، روسیه سفید و روسیه) از آسیب پذیرترین کشورها در این زمینه می باشند.  در آفریقا حداقل 15 کشور در شمار کشورهای پر خطر قرار دارند.  

بر اساس این شاخص کشورهای ایسلند، نروژ و نیوزلند در بهترین وضعیت قرار دارند.  کشورهای دیگری مانند انگلستان و برزیل نیز وضعیت مطلبوبی دارند.  در این میان ایران همراه با برخی کشورهای دیگر مانند هند، چین، الجزایر، لیبی و عربستان سعودی در بین کشورهای با خطر بالا قرار دارد.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389- توسط دکتر علی عسگری
منبع: مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

ارزیابی آسیب پذیری- ظرفیت (Vulnerability-Capacity Assessment)

مدیریت بحران با ارزیابی میزان آسیب پذیری و ظرفیتهای یک جامعه در برابر بحرانها و حوادث شروع می شود. به همین دلیل محققان، سازمانه و موسسات مختلف همواره به دنبال ارایه روشهایی برای ارزیابی و سنجش آسیب پذیری و تواناییها و ظرفیتهای جوامع در برابر بحرانها بوده اند.  یکی از ابزارهای بسیار خوبی که برای سنجش آسیب پذیری ها و ظرفیتهای یک اجتماع وجود دارد مجموعه دستورالعملها و ابزارهایی است که اتحادیه انجمنهای صلیب سرخ و هلال احمر تهیه کرده و بطور رایگان در اختیار عموم قرار داده است.  اگر شما در صدد سنجش توانایی ها و آسیب پذیری یک روستا، شهر، منطقه و یا یک کشور هستید می توانید از این ابزارها و دستورالعملها استفاده نمایید.  این مجموعه منابع بر اساس سالها تجربیات این اتحادیه در مدیریت بحران در کشورهای مختلف تهیه شده و روی هم کلیه اطلاعات و روشهای لازم برای سنجش ظزفیت و آسیب پذیری به دست می دهند.  این مجموعه شامل چهار جلد کتاب است که اولی کلیت روش و مقدمات مربوط به آن را توضیح می دهد.  کتاب دوم نشان می دهد که شما چطور می توانید این روش را بکار گیرید.  کتاب سوم مجموعه ابزارهای انجام این روش را معرفی و در اختیار قرار می دهد.  کتاب چهارم هم روش آسیب پذیری-ظرفیت را آموزش می دهد.  

این کتابها ویرایش جدید تر و کاملتر همین کار است که ابتدا در سال 1999 چاپ شدند. از آن زمان تا کنون این ابزار و روشها توسط سازمانهای هلال احمر و صلیب سرخ در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار گرفتند و تجربیات حاصله نیز در ویرایشات جدید این مجموعه مورد استفاده واقع شده اند.  بررسی هایی که اتحادیه اتجام داده است حاکی از نتایج بسیار مثبت استفاده از  ارزیابی توانیی-آسیب پذیری بوده است.  

شما می توانید این مجموعه را از وبسایت زیر دانلود و استفاده نمایید:

 What is VCA?

How to do VCA?

VCA toolbox

VCA training

VCA: Lessons learned and recommendations

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389- توسط دکتر علی عسگری 
منبع : مجله اينترنتي مديريت بحران و سوانح

حوادث ترافیکی تهدیدی قابل پیشگیری

انسان در تمام طول حیات خود با انواع خطرات تهدیدکننده سلامتی مواجه بوده است. جالبتر این که هر قدر زندگی صنعتیتر و پیشرفتهتر میشود، وسایل و امکانات عامل خطرات جدیدی برای وی میشوند.

افزایش رشد جمعیت از یک سو و افزایش تعداد وسایل نقلیه،بالا رفتن ضریب سرانه مالکیت خودرو در جامعه، افزایش تقاضای سفر در حجم خانوار، مضاعف شدن حجم تردد و میزان استفاده از وسایل شخصی به عنوان عوامل ریشهای تصادفات و تلفات رانندگی به شمار میآیند.

حوادث ترافیکی در جامعه ما یکی از خطرات تهدیدکننده سلامتی است. در کشور ما حوادث دومین عامل مرگ و میر است و حوادث ترافیکی و سوانح در رأس آن قرار دارد.

ادامه نوشته